شمارهٔ ۲۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و رنج عشق خود میپردازد و میگوید که این درد از آغاز وجود او بوده است. عشق او از ازل تعیین شده و هرچند زمانه تغییر کرده، احساسات عاشقان نسبت به معشوق ثابت مانده است. در حالی که دیگران خواب آرام دارند، او همچنان در غم و ناله است. شعر به رابطه میان زندهها و سوختهها و نیز به غم عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر زمان تغییر کند، ماهیت وجودی عشق و غم آن ثابت باقی میماند.
بود از ازلم درد تو وین درد همان استعشقت ز ازل هرکه رقم کرد همان است
هوش مصنوعی: درد تو از همیشه وجود داشته و این درد همان عشق تو است. هرکس که سرنوشت را نوشته، همان را رقم زده است.
هرچند بهار آمد و ایام خزان رفتعشاق ترا رنگ رخ زرد همان است
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بهار رسیده و روزهای خزان سپری شدهاند، عشقورزان همچنان رنگ چهرهشان زرد و پژمرده است.
آمد شب و آسوده خوابند جهانیفریاد و فغان سگ شبگرد همان است
هوش مصنوعی: شب فرا رسیده و همه در آرامش خوابیدهاند، اما در دل شب، صدای ناله و فریادهایی وجود دارد که همچنان از سوی سگان شبگرد به گوش میرسد.
من زنده و تو سوخته یی مدعیان رابر آینه خاطر من گرد همان است
هوش مصنوعی: من هنوز زندهام و تو در آتش عشق سوختهای. کسانی که ادعای عاشق بودن دارند، در ذهن من فقط به یاد تو هستند.
اهلی بود از روز ازل مرد غم عشقگر روز نه آنست ولی مرد همان است
هوش مصنوعی: انسان از آغاز تاریخ با غم عشق سر و کار داشته است. شاید روزهای شاد و خوشی نباشد، اما آن غم همواره با او همراه است.