شمارهٔ ۳۶۴
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف عشق و احساسات عمیق خود میپردازد. او به باغبان اشاره میکند که اگر برطرف جو را نبیند، به آبادانی و رشد گلها کمک نخواهد کرد. همچنین به سادگی کنار رفتن از دنیا برای مجنون عشق اشاره میکند و میگوید که اگر گلی در کنار ساقی وجود داشته باشد، شادی و شادی را از آن میگیرد. شاعر در ادامه به بوی محبت و اشک چشم خود اشاره میکند و میگوید که در کنار محبوب خود، خوشبو خواهد بود. او به دیوانگی عاشقانهاش اعتراف میکند و میگوید اگر محبوبش او را ترک کند، مانند سگی بر خاک خواهد نشست. در پایان، شاعر میگوید که اگر شراب صاف به آنها ندهند، نباید غمگین باشند چرا که در دل آنها دردی وجود دارد که با مرور زمان بر آن افزوده میشود.
باغبان، آنسرو اگر برطرف جو خواهد نشستآتش مغروری گلها فرو خواهد نشست
هوش مصنوعی: باغبان، اگر میخواهد که آن درخت سرو را از بین ببرد، باید بداند که اتفاقات ناشی از این تصمیم به زودی باعث از بین رفتن زیبایی و شکوفایی گلها خواهد شد.
از رخ ساقی گل عیشی بچین کاینک ز باغگل بخواهد رفت و مرغ از گفتگو خواهد نشست
هوش مصنوعی: از چهرهی ساقی شادیها را بچین، زیرا که اکنون گل باغ به پایان میرسد و پرنده نیز از صحبت و گفتگو ساکت خواهد شد.
از جهان برخاستن سهل است بر مجنون عشقگر غزالی چون تو یکدم پیش او خواهد نشست
هوش مصنوعی: برخواستن از دنیا برای مجنون عشق آسان است، اگر غزالی مثل تو بتواند یک لحظه در کنار او بماند.
گر چو شمع آتش زنی ای آرزوی جان مراکی ز جانم آتش این آرزو خواهد نشست
هوش مصنوعی: اگر تو مانند شمع آتش به جانم بیفکنید، باید بدانید که این آرزوی من چنان شدید است که هرگز از جانم برنمیخیزد.
میدمد بوی محبت از دلم کز آب چشمدر کنارم چون تو سروی مشکبو خواهد نشست
هوش مصنوعی: عطر محبت از دلم به مشام میرسد و به خاطر اشکهایم، در کنارم مانند سروی خوشبو آرام خواهد گرفت.
عاشق دیوانه را از صحبت خود ای پریگر برانی همچو سگ بر خاک کو خواهد نشست
هوش مصنوعی: اگر ای پری، عاشق دیوانه را از صحبت خود برانی، او همچون سگی بر خاک نشسته و قدری سر به زیر خواهد انداخت.
گر نبخشد صاف می ساقی بما دردی کشانغم مخور اهلی که دردی در سبو خواهد نشست
هوش مصنوعی: اگر ساقی به ما شرابی ندهد تا دردهایمان را فراموش کنیم، نگران نباش. تو که دردی را تحمل میکنی، بدانی که آن درد به زودی در کوزهای جا میگیرد و حل میشود.