شمارهٔ ۴۱۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و وضعیت عاشقان میپردازد. او میگوید که اگر کسی در جستجوی خوشی و عشق باشد، باید از درد و رنج دیگران کناره بگیرد. هر کسی که در این راه عشق دچار سختی شده است، باید به جستجوی حقیقت خود برود. همچنین اشاره میکند که راه عشق به سادگی در دسترس نیست و بعضی افراد در انتظار سوارانی از صد خیل هستند. شاعر از می و عشق سخن میگوید و میخواهد که دیگران هم در جستجوی عشق و حقیقت باشند، چرا که بدون روی محبوب، کسی نمیتواند چیزی را بیابد.
مستان تو گر باغ و بهاری طلبیدنداز درد سر خلق کناری طلبیدند
هوش مصنوعی: اگر عاشقان تو از زندگی و زیباییها درخواست کنند، به خاطر درد و مشکلات دیگران از آنها فاصله میگیرند.
هرکس که درین بادیه کشته چو مجنونهر پاره او در سر خاری طلبیدند
هوش مصنوعی: هر کسی که در این راه پرخطر و دشوار مانند مجنون کشته شده باشد، هر تکه از او را در جستجوی مشکلی پیدا میکنند.
راه همه در معرکه عشق بتان نیستکاین قوم ز صد خیل سواری طلبیدند
هوش مصنوعی: تمام مسیرها در دنیای عشق به زیباییها و معشوقها ختم نمیشود، زیرا این گروه به دنبال نیروهای زیادی برای پیروزی هستند.
می باد گران خور که مرا پاس تو کارستدر کوی تو هرکس پی کاری طلبیدند
هوش مصنوعی: بگذار باد سنگینی کند، زیرا وظیفه من مراقبت از توست. در کوچههای تو، هر کسی به دنبال کار و هدف خودش است.
بی روی تو مشنو که بشمع مه و خورشیداز اهلی گمگشته غباری طلبیدند
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، نشنیدن صدای کسی چون شمعی که به مه و خورشید گمگشتهای از غبار طلب میکند، بیمعناست.