شمارهٔ ۴۹۹
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات فنا و زوال دنیا و عدم توجه به نگرانیهای آن اشاره دارد. شاعر میگوید که علیرغم خطرات ناشی از فنا، کسی که در عالم مستی به سر میبرد، از این خطرات نمیهراسد. او از خواننده میخواهد به جای غمهای دنیوی، به غمهای شخصی خود بپردازد، زیرا دنیا به درد و رنج ما توجهی ندارد. همچنین، شاعر به لذتهای زندگی و نوشیدن میپردازد و بیان میکند که در شرایطی که هیچکس نمیداند آینده چه خواهد شد، نگرانی درباره فردا ابلهانه است. در نهایت، شاعر با اشاره به سوختگی دل عاشقان، نشان میدهد که هنوز در نظر آنها، محبت و عشق مفهومی ارزشمند دارد.
عالم از سیل فنا گرچه خطرها داردهرکه در عالم مستی است چه پروا دارد
هوش مصنوعی: عالم، با وجود خطرات زیادی که در برابر نابودی دارد، کسی که در حال لذت و خوشی است، به هیچ چیز اهمیت نمیدهد.
غم عالم بهل ایخواجه غم خویش بخورز آنکه عالم چه غم از ننک و بد ما دارد
هوش مصنوعی: ای خواجه، غم دنیا را کنار بگذار و به غم خود بپرداز، چون دنیا هرگز از دردها و مشکلات ما ناراحت نیست.
ساقی مهوش و یک شیشه می و گوشه امنهرکه افزود بر اینها سر غوغا دارد
هوش مصنوعی: ای ساقی زیبا، با یک شیشه شراب و در مکانی امن، هر که به این نعمتها بیفزاید، در دلش درگیری و شعف بسیاری وجود دارد.
چون کس امروز نداند که سر آرد یا نهابله است آنکه چو زاهد غم فردا دارد
هوش مصنوعی: اگر کسی امروز نمیداند که فردا چه پیش خواهد آمد، ابله است اگر مانند زاهدان تنها به فکر غم فردا باشد.
اهلی دلشده چونشمع بسی سوخته استتاکنون در نظر اهل دلان جا دارد
هوش مصنوعی: دل اهل عشق مانند شمعی است که خیلی سوخته و کمکم به نور خود ادامه میدهد، و هنوز هم در دل آنهایی که عاشق هستند، جایگاهی دارد.