شمارهٔ ۴۹۸
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و بیهمتایی معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند مانند او باشد. او تأکید میکند که یادآوری معشوق میتواند به روز قیامت و محشر منجر شود. معشوق به قدری دلربا و دلانگیز است که دل هر کس در او قرار دارد. شاعر همچنین میگوید که او جوهر اصلی زندگی و روح است و هیچ کس دیگری نمیتواند همسان با او باشد. در نهایت، اشارهای به ناوفایی میشود که نه تنها مربوط به او نیست، بلکه به عامل دیگری برمیگردد.
گرفتم آنکه بشکل تو دیگری باشدکجا بشیوه ناز تو دلبری باشد
هوش مصنوعی: من کسی را پیدا کردم که شبیه تو باشد، اما هیچکس نمیتواند به شیوه ناز و جذابیت تو دلربا باشد.
تو گر کنی ز شهیدان خویش روزی یادقیامتی شود و روز محشری باشد
هوش مصنوعی: اگر تو روزی یاد شهیدان خود را زنده کنی، آن روز به قیامت و روز برانگیخته شدن مردم تبدیل خواهد شد.
بدور سرو صنوبر خرامت ای دلبردلی کجاست مگر در صنوبری باشد
هوش مصنوعی: ای دلبر، زیبایی تو همچون درخت صنوبر است که دورش را نور و سرسبزی فرا گرفته؛ اما دل من کجاست؟ شاید در دل این درخت صنوبر نهفته باشد.
اگر تو در خم چوگان سرآوری چون گویچرا دریغ کند هر کرا سری باشد
هوش مصنوعی: اگر تو در بازی چوگان به میدان بیایی، چرا باید کسی از به نمایش گذاشتن خود و تواناییاش دریغ کند؟
تو جمله جوهر جانی و در خزاین روحگمان مبر که دگر چون تو جوهری باشد
هوش مصنوعی: تو تمام وجود و جان منی و در دلهای روح، فکر نکن که کسی دیگر مثل تو وجود داشته باشد.
نظر بکعبه و مسجد دل از در تو نکردکه هرزه گرد بود گر بهر دری باشد
هوش مصنوعی: نگاه کردن به کعبه و مسجد دل، بیفایده است اگر از در تو وارد نشود، چون هرزهگردی است که فقط در پی گشت و گذار است و هیچ هدفی ندارد.
کنون که اهلی ما راست بیوفایی کارنه کار او بود این کار دیگری باشد
هوش مصنوعی: اکنون که به ما وفا نشده، این بیوفایی به او مربوط نمیشود و باید گفت که این کار کار دیگری است.