شمارهٔ ۶۰۷
هوش مصنوعی: در این شعر، قاصدی پیام خاطرات و بوی خوش معشوق را میآورد که نشاندهنده حضور او در دل شاعر است. شاعر ابراز میکند که با یاد معشوق زنده است و از دوری او در عذاب است. او از معشوق میخواهد که بازگردد، زیرا طاقت دوری را ندارد و مرگ نزد او نزدیک میشود. شاعر اشاره میکند که راز عشقش به معشوق در نامهای خاص نهفته است و او را با زیباییهایش توصیف میکند و به قدرت کلامش که همچون معجزهای است، اشاره میکند. در کل، شعر شوق و longing برای معشوق را به تصویر میکشد.
قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسدوین بوی خوش زیار سرافراز میرسد
هوش مصنوعی: پیامآور رسید و عطر خوشی به گوش میرسد و این عطر خوش، نشانهای از خوشبختی و افتخار به همراه دارد.
ای از دو دیده دور چنان در دل منیکز لب گشودنت بمن آواز میرسد
هوش مصنوعی: تو چنان در دل من هستی و برایم مهم هستی که حتی صدای لبهای تو، دور از دیدم، به گوشم میرسد.
من زنده ام ببوی تو کز زلف عنبرینبوی خوشت ز هند به شیراز میرسد
هوش مصنوعی: من زندهام به عطر تو که بوی خوشی که از زلفهای عنبرین تو به مشام میرسد، از هند به شیراز میآید.
بازآ که گر تو باز نیایی ز اوج نازکی مرغ روح را بتو پرواز میرسد
هوش مصنوعی: برگرد، چون اگر تو به اوج زیبایی خود برنگردی، دیگر هیچ فرصتی برای پرواز روح من به تو پیش نخواهد آمد.
بازآ که نیست صبرم و گر صبر هم بودناگاه مرگ خانه برانداز میرسد
هوش مصنوعی: برگرد و بیا که دیگر صبر ندارم و اگر هم کمی صبر داشته باشم، ناگهان مرگ به سراغم میآید و همه چیز را به هم میزند.
کی بو صبا ز غنچه مکتوب ما بردکاین راز سر بمهر به همراز میرسد
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند بوی نسیم را از نوشتهی ما، که در دل غنچه پنهان شده، به دیگران برساند؟ زیرا این راز محرمانه تنها به دوستان نزدیک منتقل میشود.
اهلی، ترا ز لعل لب آن مسیح دمسحر سخن بپایه اعجاز میرسد
هوش مصنوعی: ای اهلی، در صبحگاهان، سخنهای دلانگیز و معجزهوار تو مانند لعل لبان مسیح به گوش میرسد.