شمارهٔ ۶۵۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و غم ناشی از آن میپردازد. او نیشکر را نماد عشق میداند که در عین تلخی، شیرینی دارد. دلنگرانیهایش درباره عشق و موانع موجود در راهش را بیان میکند و از دوستانش میخواهد که در این مسیر کمکش کنند. در نهایت، شاعر آرزو میکند که باری از دلش کاسته شود و این بار سنگین را خداوند از دوش او بردارد.
نیشکر قامت من آنکه دل من داردسبز تلخی است که شیرینی ازو می بارد
هوش مصنوعی: من مانند نیشکری هستم که بلندی و قوامم با دل کسی است که در عین تلخی، شیرینی خاصی دارد.
تا چه برمیدهد آخر غم آن سرو که دلروزگاری است که این تخم بلا میکارد
هوش مصنوعی: تا کجا باید به خاطر غم آن معشوق بینظیر خود را ناراحت کنم، که در این شرایط سخت در دل من زخمهای زیادی ایجاد کرده است؟
شکرین لعل لبش را سپه خط چو گرفتچون مگس عاشق مسکین پس سر میخارد
هوش مصنوعی: وقتی سپاه خط لبان شیرینش را اسیر خود کرد، من مانند مگس عاشق و درماندهای میشوم که به دنبال آن میدود و سرم را به آن میمالم.
آخر ای همنفسان کیست که از راه کرمخاری از پای من سوخته بیرون آرد
هوش مصنوعی: به آخر ای دوستان، چه کسی میتواند با لطف و محبت، خاری که از پای من وارد شده را بیرون بکشد؟
بار دل چند کشی اهلی ازین سنگدلان؟باری از جان تو این بار خدا بردارد
هوش مصنوعی: چقدر باید از درد و رنج انسانهای بیرحم و سختدل بکشی؟ امیدوارم که خداوند این بار سنگین را از دوش تو بردارد.