شمارهٔ ۶۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دلتنگی و غم عاشقی سخن میگوید و از تاثیر عواطف خود بر زندگیاش مینویسد. او به موجهای اشک که از چشمش سرازیر میشود اشاره میکند و از دردهای ناشی از عشق و دوری معشوقش شکایت میکند. در عین حال، با وجود این غم و جراحتهای ناشی از تیر عشق، او همچنان زنده است و عشقش او را به زندگی نگه میدارد. شاعر همچنین به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر کسی او را نبیند، ممکن است عیوبی را به او نسبت دهد. در پایان، او خواستار آن است که معشوق همواره در چشم دیگران زیبا و بینقص باقی بماند.
سرا پای تنم هر دم ز موج دیده تر گرددبغرقاب غمم زین بحر یارب زود برگردد
هوش مصنوعی: همه وجودم هر لحظه از اشکهایم خیس میشود و در میان دریای غمهایم غرق شدهام. ای خدا، کاش این وضعیت هرچه زودتر به پایان برسد.
جراحتها که از تیرت مرا در سینه چاک استبناحق میخراشم دمبدم تا تازه تر گردد
هوش مصنوعی: من از زخمها و دردهایی که تیر عشق تو در دل من ایجاد کرده است، مدام خود را میآزارم تا این جراحات دوباره تازه و زنده شوند.
چنین کافتاده ام دور از تو اینم زنده میداردکه هر جا بنگرم شکل توام پیش نظر گردد
هوش مصنوعی: من به شدت از تو دور افتادهام، اما چیزی که مرا زنده نگه داشته این است که هر جا نگاه میکنم، تصویر تو در برابر چشمم میآید.
سمند خویش اجولان مده جز پیش مشتاقانکه گر گردی برآید عاشقان را تاج سر گردد
هوش مصنوعی: گوشهای از زیباییهای وجود خود را تنها به کسانی نشان بده که واقعاً خواهان آن هستند، زیرا اگر تو از وجود خود پردهبرداری کنی، برای عاشقان و دلباختگان مانند تاجی بر سرشان خواهد بود.
ترا نادیده عیب اهلی مسکین کند هر کسبر افکن برقع از عارض که عیب او هنر گردد
هوش مصنوعی: هر کس که زیباییها و خوبیهایت را نبیند، به تو ظلم میکند و تو را تحقیر میکند. اگر پردهای از روی چهرهات برداری، نقصها و عیوبت به هنر و زیبایی تبدیل میشود.