شمارهٔ ۶۹۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی عمیق صحبت میکند که ناشی از عشق و جدایی است. او به طور استعاری میگوید که به خاطر عشق خود، هنگام تحمل این غم، خونش به جوش میآید و احساس خوشحالی نمیکند. حتی اگر شادیای در دلش باشد، آن شادی به هیچوجه واقعی نیست. شاعر به رقیبش هشدار میدهد که باید از او دوری کند چرا که در حال حاضر مثل "سگ دیوانه" رفتار میکند و از دردش ناله میزند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که گریه بدون درد معنایی ندارد و سؤال میکند چرا کسی در مورد دردی که او احساس میکند، به او توجه نمیکند. این شعر به زیبایی یاس و ناامیدی عاشقانه را به تصویر میکشد.
چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزدز غیرت بر سراپای تنم رگهای خون خیزد
هوش مصنوعی: وقتی که آن معشوق زیبا با شمشیر آبگون خود برای کشتن دیگران به میدان میآید، از غیرت و محبت او در وجود من، رگهای خونم به جوش میآید.
دلم خرم نمی گردد و گر گردد چنان نبودنخیزد سبزه زین وادی وگر خیزد زبون خیزد
هوش مصنوعی: دل من هرگز شاد نخواهد شد و اگر هم شاد شود، شادابیاش مانند سبزهها در این سرزمین نخواهد بود. حتی اگر سبزهای هم رشد کند، نازک و کممایه خواهد بود.
نباشد خوش فغان و گریه بی جایگه لیکنچه درمان چون مرا اینها ز زخم اندرون خیزد
هوش مصنوعی: فریاد و گریه بدون دلیل خوشایند نیست، اما چه کنم که این دردهای درون باعث میشوند من به این حال بیفتم.
حذر کن ای رقیب من که گشتم زین پریرویانسگ دیوانه یی کز ناله ام بوی جنون خیزد
هوش مصنوعی: ای رقیب من، مواظب باش که به خاطر زیباییهای این دختران، مثل سگی دیوانه شدهام و از نالهام بوی جنون به مشام میرسد.
چرا بیدرد خوانی با وجود گریه اهلی رانمیگویی که گر دردی نباشد گریه چون خیزد
هوش مصنوعی: چرا تو درباره کسی که درد ندارد و فقط به خاطر عادت میگریاند، صحبت نمیکنی؟ اگر دردی وجود نداشته باشد، گریه از کجا نشأت میگیرد؟