شمارهٔ ۶۹۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره رقابت و حسادت است که شاعر به آن اشاره میکند. او از رقیب خود شکایت دارد که با بیوفاییاش باعث درد و رنج او میشود. شاعر از اینکه رقیب ممکن است جانش را بگیرد، نگران است و در عین حال به درد و رنجی که از این بیوفایی میکشد، اشاره میکند. او همچنین به تحلیل حالتی مشابه در طبیب بیوفا میپردازد که چرا در زمان نیاز به کمک، از او حمایت نمیکند. در نهایت، شعر نمایانگر احساس ناامیدی و رنج ناشی از عشق و رقابت است.
رشک رقیب تا کیم ای بیوفا کشدخواهم اجل رقیب ترا یا مرا کشد
هوش مصنوعی: تا کی باید به حسادت رقیب بیوفا تحمل کنم؟ میخواهم سرانجام این معضل یا رقیب را از میان بردارم یا خودم را.
میرم ز درد اگر بتو گوید کسی سخنغیرت بلاست وه که مرا این بلا کشد
هوش مصنوعی: اگر کسی غیر از تو از من سخن بگوید، به خاطر درد و رنجی که دارم، دیگر نمیتوانم تحمل کنم و میروم. این درد برای من خیلی سنگین است.
پروانه یی که رشک ز بیگانه میبرددستش بغیر چون نرسد خویش را کشد
هوش مصنوعی: پروانهای که به زیبایی بیگانه حسادت میورزد، وقتی به کسی غیر از خود دست نمیرسد، خود را به دردسر میاندازد.
تا کی فلک به مهر جهانی بپروردوان ناخدای ترس به تیغ جف کشد
هوش مصنوعی: تا کی آسمان به خاطر مهر و محبت جهان را پرورش خواهد داد و آن ناخدای ترس به ظلم و ستم ادامه خواهد داد؟
باری بپرس اهلی از آن بیوفا طبیبکآخر چو خسته یی ننوازد چرا کشد
هوش مصنوعی: سوالی بکن از آن پزشک بیوفا که چرا وقتی خستهای، تو را نوازش نمیکند و تنها رنج میدهد.