شمارهٔ ۷۸۷
هوش مصنوعی: این شعر از عشق و دلتنگی سخن میگوید. شاعر به احساس حسرت و تنهایی در شبهای دوری از معشوقش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر معشوقش در چشم دیگران زیبا باشد، برای او درد و رنج به همراه دارد. او از غیرت و محبت به معشوق صحبت میکند و حس میکند که با هر نگاه و اشاره به عشق، دلش آتش میگیرد. عشق او آنقدر عمیق است که حتی در جمع دوستان، احساس تنهایی و حسادت میکند. شاعر در نهایت میگوید که اگر دلش به گلشن مایل باشد، این احساس را با آتش عشق خود میسوزاند.
آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن میشوداز مردم آلودهدل آلودهدامن میشود
هوش مصنوعی: اگر آن جوان خوشچهره از دید من در نظر دشمن قرار گیرد، از دلهای آلوده و ناپاک، همانند یک دامان ناپاک خواهد شد.
آه از شب هجران من وین حسرت و حرمان منچند آشنای جان من بیگانه از من میشود
هوش مصنوعی: در این شبهای غمانگیز و دوری، من به شدت احساس تنهایی و ناتوانی میکنم. این حسرت و اندوه به سراغم آمده و حتی دوستان و آشناهایم هم از من دور و بیگانه شدهاند.
شبها که منبی آن پسر آهی برآرم از جگرهمسایه را نور سحر روشن ز روزن میشود
هوش مصنوعی: در شبها وقتی که من از دل افسردگی و ناراحتی آهی برمیآورم، همسایهام میتواند نور صبح را که از روزن وارد میشود، ببیند.
بر روی آن زیبا صنم گر چشم دوزد دشمنماز سوز غیرت بر تنم هر موی سوزن میشود
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا به من نگاه کند و دشمنان به خاطر غیرتم به من آسیب برسانند، هر تار موی من از این درد به مانند سوزن میسوزد.
تا حسن او بر جا بود شور و فغان ما بوداز خوشهچین غوغا بود هرجا که خرمن میشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی او باقی است، شور و هیجان ما نیز ادامه دارد، و هر جا که خرمن (محصول) وجود داشته باشد، خبر از جشن و شوق برداشت میدهد.
آن عشوهجوی تندخو گر بیندم یک ره به کوبا من ز رشک مهر او صد دوست دشمن میشود
هوش مصنوعی: اگر آن معشوقه دلربا و تندخو را یک بار دیگر در کوی عشق ببینم، نفرت و حسادت به او باعث میشود که حتی بهترین دوستانم نیز به دشمنانم تبدیل شوند.
اهلی من او را مایلم از گل چه باشد حاصلمآتشپرستم گر دلم مایل به گلشن میشود
هوش مصنوعی: من به او علاقهمند هستم و از زیباییها چه چیزی به دست میآورم. اگرچه من آتشپرست هستم، اما گاهی دلم به سوی باغ و گلزار میگراید.