شمارهٔ ۷۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر میگوید اگر به خاطر عشقش بمیرد، هرگز برای معشوقش دردی پیش نیاید. او از دردهایی که از عشق میکشد مینالد و ناپرسیدن معشوق را نشانه بیدردی میداند. شاعر از یار خود میخواهد که اگر عاشق است، دلش هم دچار درد عشق باشد. او به تأثیر عشق بر دلها اشاره میکند و از زردی و اشکlessness بهاری که به عشقش نمیآید، بیمیلی دارد. همچنین، شاعر بر اهمیت رفاقت با خوبان و معنای حقیقی للحظات زندگی تأکید میکند و میگوید عمر واقعی در companionship با افرادی است که دلهایی همدل دارند، و بدون این رفاقت، زندگی رنگ و بویی ندارد.
گر من از درد تو مردم هرگزت دردی مبادجان من گر خاک شد بر خاطرت گردی مباد
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر درد تو بمیرم، هرگز نگذار که تو دردی احساس کنی. اگر جان من خاک شود، نگذار که حتی به یاد من غبار غم بر تو بنشیند.
میرم از درد و نپرسی وه چه بی دردیست اینکس چو من هرگز اسیر چون تو بی دردی مباد
هوش مصنوعی: من از درد میروم و تو نپرسی؛ چقدر بیدردی! کسی مثل من هرگز نباید به اسیری چون تو دچار شود.
یارب ای سرو سهی عاشق شوی اما دلتمبتلای عشق چون خود ناز پروردی مباد
هوش مصنوعی: ای خدا، تو ای سرو خوشچهره، عاشق میشوی، اما دلت گرفتار عشق شده است؛ مبادا که به خاطر زیباییات، دلبستگیات کمرنگ شود.
هر دل افکاری که شد مست از بهار عشق توچون خزان بی اشک سرخ و چهره زردی مباد
هوش مصنوعی: هر کسی که از عشق تو سرمست شده باشد، نباید مانند فصل خزان بیاشک و با چهره زرد به نظر برسد.
عیش پیران گر همه خضرند بی خوبان چه سودبزم خوبان نیز بی پیر جهانگردی مباد
هوش مصنوعی: زندگی پیرهمردان اگر هم چون خضر باشد، در absence از خوبان هیچ فایدهای ندارد. همچنین، بزم خوبان نیز بدون حضور پیر و تجربهدار، شایستهی گشت و گذار نیست.
عمر جاویدان اهلی صحبت صاحبدل استآفتاب عمر هم بی سایه مردی مباد
هوش مصنوعی: عمر ماندگار و طولانی فقط در کنار مردان با دل و روشنایی به دست میآید. زندگی مانند آفتابی است که در نبود مردانگی و صداقت، آرامش و روشنی خود را از دست میدهد.