شمارهٔ ۸۰۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره پیچیدگی و درد عشق است. شاعر از دوری معشوق و اثر آن بر زندگی و دلش میگوید. او احساس میکند که زندگی بیمعشوق خوشایند نیست و در راه عشق، دچار پریشانی و سوختن شده است. همچنین شاعر اشاره میکند که دل نمیتواند به امید معشوق در چاهی از ناامیدی بیفتد. عشق اینقدر عمیق است که حتی غیرت آن، زبان عاشقان را میسوزاند تا مبادا نام معشوق ناخواسته بر زبانشان بیفتد. در نهایت، شاعر به زیبایی و خطر آتش عشق و نور زندگی اشاره میکند.
گر میل تو جان سوزس عشاق نمی بودجان همه عالم بتو مشتاق نمی بود
هوش مصنوعی: اگر تمایل تو آنقدر سوزاننده نبود، عاشقان هرگز اینقدر نسبت به تو تشنه و آرزومند نمیشدند. جان همه موجودات به تو وابسته نیست.
بر آینه رویان نظرت گر نفتادییکصورت مطبوع در آفاق نمی بود
هوش مصنوعی: اگر به چهرهی زیبای آینهنشینان نگاه نکنی، هیچ چهرهی دلپذیری در جهان وجود نخواهد داشت.
گر شمع رخت عکس بگردون نفکندیقندیل مه و مهر درین طاق نمی بود
هوش مصنوعی: اگر چهرهی تو نور خود را بر افلاک نپاشیده بود، در این آسمان نه ستارهای میدرخشید و نه ماه و خورشید وجود داشتند.
وصل تو اگر کام دل خلق نمیدادناکامی هجر تو بما شاق نمی بود
هوش مصنوعی: اگر در وصل تو دل مردم به آرامش نمیرسید، جدایی از تو برای ما اینقدر سخت نمیبود.
ایکاج که اهلی ننوشتی سخن توتا لاله صفت سوخته اوراق نمی بود
هوش مصنوعی: اگر تو سخنی نداشته باشی، مانند لالهای که سوخته باشد، کاغذها بیمعنا میشوند.