شمارهٔ ۸۷۸
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی دعوت به زندگی ساده و بیادعا دارد. شاعر به دلا و دلباختگان عشق میگوید که بهتر است از وصال محبوب فراری باشند و گاه در زندگی خاموشی را انتخاب کنند. او تاکید میکند که اگر قرار بر نشستن در جمع است، به میکده بروند و در آنجا نیز باید جاری و صمیمی باشند. در ضمن، او به با نشاط بودن در شرایط سخت و سوزاندن در آتش عشق اشاره میکند و به طعنه به کسانی که به مقام و قدرت میبالند، اظهار میدارد که بهتر است به زندگی ساده و گوشهنشینی راضی باشند.
امشب که چراغ نظری چرب زبان باشدل نرم کن ای شمع و مرا مرهم جان باش
هوش مصنوعی: امشب که چراغ روشن و دهان شیرینگویی داری، دل مرا نرم کن ای شمع و برای من مانند مرهمی برای جانم باش.
حسنت بصفا بهتر از آن گشت که بودستزنهار که در حسن وفا هم به از آن باش
هوش مصنوعی: خوشرویی تو به پاکی و صفا، بهتر از آن چیزی است که قبلاً بوده است. مواظب باش که در زیبایی وفا و صداقت هم، از این زیبایی بالاتر خواهی بود.
خواهی که سرافراز شوی در همه عالمچون سرو سهی راست دل و راست زبان باش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در همه جای دنیا مورد احترام و افتخار باشی، مانند سرو بلند و استوار، باید دل و زبانت راست و درست باشد.
بیگانه شو از مردم و گر هم بتوانیچون مردم چشم از نظر خویش نهان باش
هوش مصنوعی: از دیگران جدا باش و اگر میتوانی، مانند آنها از دید خود پنهان بمان.
تعلیم فراغت دهم ایدل به دو حرفتعاشق شو و در سایه آن سرو روان باش
هوش مصنوعی: ای عزیز، به تو میگویم که در زندگیات از عشق بهرهمند شو و در آرامش و محبت، مانند درختی خرم و شاداب باش.
اکسیر مرادی که کند خاک زر سرخگر میطلبی خاک ره پیر مغان باش
هوش مصنوعی: اگر به دنبال به دست آوردن چیزی باارزش و نایاب هستی، باید قدم در راه آگاهی و wisdom بگذاری و از پند و راهنمایی های افراد با تجربه و عاقل بهرهمند شوی.
چون صید غزالان همه مجنون صفتاننداهلی پی خود گم کن و بی نام و نشان باش
هوش مصنوعی: همه افرادی که در پی شکار غزالها هستند، به نوعی دیوانهوار به این کار مشغولند. بنابراین، بهتر است که خود را فراموش کرده و سعی کنی بدون اینکه شناخته شوی، زندگی کنی.