شمارهٔ ۸۹۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به احساسات عاشقانه و درد ناشی از بیتوجهی معشوق میپردازد. او به تغافل و بیتوجهی معشوق اشاره میکند و از ناز و خشم او غصه میخورد. شاعر از نشستن و برخاستن معشوق که پر از فخر و سرکشی است، به شدت متاثر است. همچنین به عشق و دلشکستگی خود به خاطر نگاهی که عمداً از او دور نگه داشته میشود، اشاره میکند. در نهایت، او به جدایی و ناراحتی ناشی از این بیتوجهی میپردازد و میگوید که این درد او را به شدت آزار میدهد.
عاقبت بگذرد این تیره شب غم خوشباشصبح امید شود همدم ما هم خوشباش
هوش مصنوعی: سرانجام این شب تاریک گذر خواهد کرد، پس شاد باش، زیرا صبح امید به زودی به همراه ما خواهد آمد. پس همچنان خوشحال باش.
همه عالم بتو ای خواجه گرفتم که بدندتو گرانی مکن و با همه عالم خوشباش
هوش مصنوعی: ای آقا، من، تمام دنیا را به خاطر تو به دوش میکشم، پس تو هم سنگینی نکن و با همه افراد دنیا خوش باش.
زخم دل به بود از منت مرهم ز طبیبدست بر دل نه و بی منت مرهم خوشباش
هوش مصنوعی: بهتر است که درد دل را تحمل کنی تا اینکه بخواهی به خاطر شفای آن از کسی طلب کمک کنی. چرا که اگر مرهمی هم دریافت کنی، بیمنت و از روی عشق باشد، بهتر است.
یکدم ای صبح سعادت که چراغم باقی استتو هم آخر بمن سوخته یکدم خوشباش
هوش مصنوعی: ای صبح خجسته، که هنوز چراغ زندگیام روشن است، تو هم در آخر، یک لحظه خوش باش.
خوش برآ بر در آن مه بسگانش اهلیسخن اینست که با عالم و آدم خوشباش
هوش مصنوعی: به لبخند و خوشرویی آن عشق نازنین، بهتر است که با همه انسانها و مخلوقات به خوبی و خوشی زندگی کنی.