شمارهٔ ۸۹۲
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از احساس ضعف و ناامیدی سخن میگوید. او زمانی که در آینه به خود مینگرد و زیباییاش را نمیبیند، آهی میکشد که آینه نیز از حال او باخبر شود. او خود را مانند پرندهای با بال شکسته تصور میکند که در وادی امید سعی دارد مجدداً اوج بگیرد. شاعر به خود مینوازد که در پیشگاه کسانی که در مقام بالا قرار دارند، نباید به خود ببالد، زیرا از طریق آنان ممکن است کمال خویش را بیابد. همچنین، او از ساقی میخواهد که او را به چشمه کوثر راهنمایی کند و از این که خضر (نماد زندگیبخش و بقا) زلالی را به او ندهد، نگران نیست. در نهایت، او از طرف مقابلش میخواهد که ابروهایش را ترش نکند، زیرا اکنون که او در مجالی امن و آرام قرار دارد، دیگر نیازی به نشان دادن ضعف و وابستگی ندارد.
تا تو زیر پوست همچون گرگی ای پشمینه پوشدوری از یوسف بکش ای خرقه پشمین ز دوش
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در درون خود مانند یک گرگ هستی و در لباس پشمین به سر میبری، از یوسف دوری کن. ای عارف، این لباس پشمین را از دوش ات بردار.
از جوانان ما جوانمردی ز ساقی یافتیمدر صف پیران صفا از روی پیر میفروش
هوش مصنوعی: در میان جوانان ما، به جوانمردی از ساقی رسیدیم که در جمع پیران، صفا و آرامش را از چهرهی پیر میفروش به دست آوردیم.
سر معراج محبت از دلم سر میزندعشق میگوید بگو و عقل میگوید خموش
هوش مصنوعی: عشق از دل من بلند میشود و مرا فرا میخواند، در حالی که عقل به من میگوید ساکت باش و چیزی نگو.
یا رخی چون شمع باید یا دم گرمی چو نیتا نباشد آتشی صحبت نمی آید به جوش
هوش مصنوعی: یا اگر چهرهای زیبا و چون شمع درخشان داری، یا باید نفس گرمی مانند نی داشته باشی؛ چرا که بدون این ویژگیها، گفتگو و محبت نمیتواند به وجود بیاید.
هر کجا این لعبت چین در زبان آید چو شمعدیگران چون صورت دیوار چشمانند و گوش
هوش مصنوعی: هر جا که این دختر زیبای چینی صحبت کند، مانند شمعی میدرخشد و چشمان و گوشهای دیگران به او دوخته میشود.
وه که در بزم تو از دست رقیبان دمبدممیخورم زهری ز جام عیش و میگویند نوش
هوش مصنوعی: اه، در مهمانی تو من به طور مداوم از رقیبان آسیب میبینم و زهر نوشیدنیام را در حالی که همه میگویند خوش میگذرانم، میخورم.
تا بکی اهلی خروشی یکنفس خاموش باشکین دل مجروح ما را میخراشی زین خروش
هوش مصنوعی: چرا مدام اینقدر حالم را بد میکنی و آرامش را از من میگیری؟ این دل زخمی من را با صداهای زوزهوار خود بیشتر آزار میدهی.