شمارهٔ ۹۱۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره درخواست فرد از معشوقهاش است که به او توجه کند و در عین حال از خطاها و کمبودهای او بگذرد. شاعر از معشوق میخواهد که با وجود پیری و سفیدی موها، به او عشق بورزد و گناهکاران را ببخشد. او همچنین میخواهد یک لحظه نگاه معشوق به او بیفتد و مانند یک عاشق، لحظاتی را با هم سپری کنند. در کل، شعر به تمایل به عشق و گذشت اشاره دارد.
گر فراغت طلبی همنفس رندان باشسر و سامان بهل و بیسر و بیسامان باش
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش و فراغت هستی، باید مانند رندان رفتار کنی. خود را از قید و بندها رها کن و بیتوجه به نظم و ترتیب، زندگی کن.
با رخ مغبچکان کنج خرابات خوشستگنج اگر با تو بود خانه بگو ویران باش
هوش مصنوعی: در خانه خرابی، خوشی و لذت زیادی وجود دارد اگر تو کنارم باشی، پس این مکان به ویرانی میارزد.
هرکه عشقت بخرد هر دو جهان بنده اوستبنده عشق شو و بر دو جهان سلطان باش
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق تو دست پیدا کند، بر هر دو جهان تسلط دارد. پس خود را در عشق غرق کن تا بر دو جهان تسلط یابی.
چند حسرت خورد ایشاه جهان درویشیبه طفیل همه یک بار بگو مهمان باش
هوش مصنوعی: چندین بار در این دنیا حسرت خوردند افرادی که درویش بودند، اما به خاطر دیگران هیچگاه به یک چنین احساسی رسیدند. حالا فقط یک بار بگو که مهمان من باش.
چشم آلوده دلان لایق دیدار تو نیستای بهشتی صفت از مدعیان پنهان باش
هوش مصنوعی: چشمهایی که در گناه آلودهاند، شایستهی دیدن تو نیستند. ای کسی که مانند بهشت هستی، از ادعاکنندگان پنهان باش.
شربت وصل تو صد درد مرا درمان استگو یکی زخم دل از لعل تو بیدرمان باش
هوش مصنوعی: نوشیدن طعم وصالت برای من تمامی دردهایم را تسکین میدهد، اما ای کاش یکی از دردهای دل من از زیبایی تو بیپاسخ و بیدرمان بماند.
نوجوانان همه سرمست می و بوس و کناراهلی پیر به این معرکه گو ترخان باش
هوش مصنوعی: نوجوانان همه از گرمی و شوق عشق و محبت در حال لذت بردن هستند و پیرمردی که مشکلگشا و داناست، در این موقعیت به آرامی و با تجربه خود حضور دارد.