تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۹۶۴

در صحبت کس جام فراغی نکشیدیمچون لاله کجا بود که داغی نکشیدیم
هرگز نگذشتی به رهی ایمه شبگردکاندر رهت از آه چراغی نکشیدیم
بی روی تو منت ز گل لاله نبردیمهرگز ز خسی گنده دماغی نکشیدیم
آن خار ضعیفیم که از وادی محنتهرگز ز هوس رخت بباغی نکشیدیم
اهلی چه نشاط آورد آن باده که هرگزبی زهر غمی هیچ ایاغی نکشیدیم