شمارهٔ ۹۷۱
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مقام و موقعیت افرادی میپردازد که در دنیای خیالات و معنویات به سر میبرند. شاعر خود را از رندانی میداند که در جاهای مذهبی (دیر) به سر میبرند و از لحاظ معنوی قوی هستند، هرچند دنیوی و بیپول به نظر میرسند. او به یوسف (نماد معشوق یا الهام) اشاره میکند و تأکید میکند که به نسیم باغ او قانعند. همچنین، نسبت به افراد دیگر (ترسا بچگان) که علم و هنر دارند و به دنیای مادی وابستهاند، خود را متفاوت و بیاعتنا به زر و سیم نشان میدهند. در نهایت، شاعر بیان میکند که همه دارایی دو جهان را در عشق معشوق خود سرمایهگذاری کرده و در این راه سرسخت و با عزت هستند.
چون سایه گذر زان مه رخساره نداریمو ز سوختگی طاقت نظاره نداریم
هوش مصنوعی: ما وقتی که آن ماه رخسار از کنار ما میگذرد، سایه او را نمیبینیم و از شدت عشق و دلتنگی، دیگر طاقت نگاه کردن به او را هم نداریم.
چون ما دل صد پاره ز مهر تو که دارد؟اینست که طالع ز تو یکباره نداریم
هوش مصنوعی: دل ما که به خاطر عشق تو تکهتکه شده، آیا دل دیگری چنین حالتی دارد؟ این نشان میدهد که ما سرنوشت و قسمت خوبی از تو را به یکباره نداریم.
عیش دو جهان سهل بود بر دل ما لیکبا حسرت شیرین دهنان چاره نداریم
هوش مصنوعی: زندگی در دو جهان برای دل ما آسان است، اما ما ناچاریم با حسرتی که در دل شیرینزبانان وجود دارد، بسازیم.
حال دل گمگشته ما شهره شهرستما خود خبری از دل آواره نداریم
هوش مصنوعی: دل گم شده ما در میان مردم سرشناس شده است، اما خود ما از حال و روز دل آوارهمان بیخبر هستیم.
هرچند که سرگشته ز هجریم چو اهلیخوشباش که رشک مه و سیاره نداریم
هوش مصنوعی: اگرچه دلتنگ و آشفته خاطر هستی، اما خوشحال باش که ما هیچ غمی از ماه و ستارهها نداریم.