شمارهٔ ۱۰۰۹
هوش مصنوعی: این شعر به غم و درد جدایی و بخت بد اشاره دارد. شاعر از درد بزرگ دل صحبت میکند و چاک خوردن جیبی از دل را به تصویر میکشد. او به زیبایی نخل و میوههایش اشاره میکند ولی میگوید که تو چه فایدهای دارد، وقتی که نمیتوان به آن دسترسی داشت. همچنین، شعله افتاب از یک نگاه سوخته و ستارهی شوم را به یاد میآورد که نشان از بخت بد دارد. شاعر از درد و نازکیهای باغبان صحبت کرده و در نهایت به این نتیجه میرسد که هیچکس نمیتواند از بار تاج و تخت بینصیب بماند.
با کس سخن مگو که من از غیرت آتشمآهی مباد کز جگر گرم برکشم
هوش مصنوعی: با کسی سخن نگو که من از غیرت آتشین خودم به شدت ناراحتم؛ ای کاش آهی هم نزنم که از دل داغدارم بیفتد.
من آن گلم که آتش سوزنده ام تمامآن به که باد نسازد مشوشم
هوش مصنوعی: من گلی هستم که آتش مرا میسوزاند، اما بهتر است که باد مرا بهم نریزد و بیقرار نکند.
گر ناله یی کنم نه ز بیدردیم بودمن عاشق صبورم و با درد خود خوشم
هوش مصنوعی: اگر من نالهای میکنم، به این خاطر نیست که بیدرد هستم، بلکه من یک عاشق صبوری هستم و با درد خود سازگارم و از آن راضیام.
چشم تو ساقیم شد و دشمن زرشک سوختاو می خیال دارد و من زهر میچشم
هوش مصنوعی: چشمان تو برای من همچون ساقیای هستند که شربت میریزد و در عین حال، دشمنی که زرشک را میسوزاند. او همواره در خیال توست در حالی که من زهر تلخی را میچشم.
از آه گرم و سرد نشد دیده روشنمبا آنکه همچو شمع همه شب در آتشم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مثل شمع تمام شب در آتش سوختهام و به شدت ناله میزنم، اما چشمانم روشنایی نمیگیرد.
آلوده دامنم نشماری که در رهتچون آب دیده پاک دل و صاف و بیغشم
هوش مصنوعی: به تو قول میدهم که به خاطر تو با قلبی پاک و بیآلایش در راهت قدم میزنم و به هیچ چیز آلوده نمیشوم.
اهلی منم که چون سگ دیوانه روز و شبسر گشته هر طرف ز پی آن پریوشم
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که مانند سگی دیوانه، روز و شب در حال گشت و گذار هستم و هر جا که فکر میکنم میتوانم او را پیدا کنم، میروم، به دنبال آن پریچهره هستم.