شمارهٔ ۱۰۲۰
هوش مصنوعی: این متن شعری از یک شاعر است که به احساسات عمیق و دروننگری میپردازد. شاعر بیان میکند که هرگز نتوانسته است خوشی و شادکامی را به دست آورد و به خاطر دیوانگیهایش دچار مشکلاتی شده است. او از تأثیر باده و شراب بر روح و روانش صحبت میکند و میخواهد در مکانی آرام و دور از یاد دیگران باشد. همچنین به تلاشهایش برای رسیدن به کمال و شناخت خودش اشاره میکند، ولی در نهایت از درد و رنجی که از تفکراتش متحمل شده، رها میشود.
ز در مران اگر آلوده و هوسناکیمسگ تو ایم گر آلوده و اگر پاکیم
هوش مصنوعی: اگر ما گناهکار و هوسران هستیم، تو را ترک نکن. ما مانند سگ تو هستیم، حتی اگر آلوده باشیم و اگر پاک هم باشیم.
چه غم ززخم تو ما را غمی که هست این استکه مرهم دل غیری و ما جگر چاکیم
هوش مصنوعی: نگران درد تو نیستیم، بلکه غم ما این است که درمان دل تو را دیگری دارد و ما در رنج و زحمت هستیم.
بیک نگاه تو صد جان دهیم و غم نخوریمنگاه کن که ز شوق تو تا چه بی باکیم
هوش مصنوعی: با یک نگاه تو آمادگی داریم جانهایمان را فدای تو کنیم و هیچ غم و اندوهی نداشته باشیم. فقط بنگر که چقدر از شوق تو بیپروا و دلیر شدهایم.
اگر چه زهر فراق تو کار در جان کردبیا که زنده هنوز از امید تریاکیم
هوش مصنوعی: اگرچه جدایی و دوری از تو بسیار به من آسیب زده است، اما هنوز زندهام و امیدم مثل تریاکی است که تسکینم میدهد.
کجاست برق فنا کاتش افکند درماکه دیر شد که درین باغ خار و خاشاکیم
هوش مصنوعی: کجا است آن نور ناب destruction که آتش را در وجود ما بپاشد؟ چرا دیر شده است در این باغ که پر از خار و خاشاک هستیم؟
به گرد مرکب آنشهسوار کس نرسدهمین سعادت ما بس که صید فتراکیم
هوش مصنوعی: هیچ کسی به گرد اسب آن شخص نمیرسد و همین برای ما کافی است که شکار دام او هستیم.
تو رخ متاب فلک گو بکین اهلی باشکه ما بمهر تو فارغ ز کین افلاکیم
هوش مصنوعی: چهرهات را از ما برنگردان، زیرا ما به خاطر محبت تو از دشمنیهای آسمانها بینیازیم.