شمارهٔ ۱۰۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت احساسات و عشق خود را به طرف محبوب بیان میکند. او از شدت اشتیاق و حسرتی که از دوری محبوب در دل دارد، ابراز ناراحتی میکند و میگوید که حتی اگر در این راه بسوزد، باز هم حاضر است به عشق او بسوزد. شاعر به تلخی گریهها و عواطفی که به خاطر عشقش تجربه میکند اشاره میکند و از پندها و نصیحتها درباره عشق سخن میگوید. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که حتی اگر از عشق بسوزد، این سوزش به خاطر عشقش ارزشمند است.
پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میرومحال نگفته از درت بادل ریش میروم
هوش مصنوعی: ای پزشک جان من، به قدری از خودم دور شدم که حال و احوالم را نمیتوانم بیان کنم. با دل غمگین، از درگاه تو خارج میشوم.
از همه کس چو ذره ام پیش تو آفتاب پسگر بمنت نظر بود از همه پیش میروم
هوش مصنوعی: من در کنار همهی افراد مانند یک ذره هستم، اما در مقابل تو همچون آفتاب میدرخشم. اگر نگاه تو به من باشد، من از همه جلوتر خواهم بود.
پیش زبان مدعی چون مگسم چه غم بودمن که بباد نوش تو بر سر نیش میروم
هوش مصنوعی: من که به سمت نیش تو میروم، چه غمی دارم در برابر زبان مدعی؛ مثل مگس که در نظرش مهم نیست.
پیش تو آفتاب اگر ذره صفت ز جا روممهر تو میکشد مرا من نه بخویش میروم
هوش مصنوعی: اگرچه در برابر تو مثل یک ذره در برابر آفتاب هستم، اما عشق تو مرا به سمت خود میکشاند و من به دنبال خودم نمیروم.
عشق بتان شد از ازل کیش من ایخدا پرستعیب چه میکنی مرا کز پی کیش میروم
هوش مصنوعی: از ازل به عشق معشوقان وابستهام، ای خدا، چرا بر من ایراد میگیری که به دنبال اعتقاداتم میروم؟
منکه چو طفل اشک خود زاده کوی دوستماهلی از آن درم مکن منع که بیش میروم
هوش مصنوعی: من مثل یک کودک از شدت ناراحتی و اندوه در کوی دوستم گریه میکنم، بنابراین تو از من نخواه که کمتر بروم و به این سو نیایم، زیرا من به هر حال بیشتر و بیشتر به آنجا میروم.