شمارهٔ ۱۰۳۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج شاعر است که به خاطر عشق و احساساتش به معشوق خود، خمار و غمگین است. او از تحمل دردهای ناشی از عشق میگوید و به این حقیقت اشاره میکند که حتی در مشکلات و رنجها، به عشق خود ادامه میدهد. شاعر از ناتوانی خود در رهایی از این درد سخن میگوید و نشان میدهد که حتی اگر به او نصیحت کنند تا از می و عشق دوری کند، او هر چه بیشتر احساس درد میکند. در نهایت، عشق خود را حقیقی و عمیق میداند و از تیر زخمدار ناشی از آن یاد میکند.
چند از هوس آن لب چون قند بسوزمگر سوختنی هم شده ام چند بسوزم
هوش مصنوعی: چند بار باید به خاطر آرزو و خواستهام برای آن لب خوشطعم و شیرین بسوزم؟ اگر قرار است بسوزم، چه اندازه باید این سوختن را تحمل کنم؟
مگذار که از تلخی آن گریه جانسوزدر حسرت آن لعل شکر خند بسوزم
هوش مصنوعی: نگذار که به خاطر تلخی یاد آن عشق شیرین، دلم آتش بگیرد و اشک بریزم.
دل نامزد عشق کسان ساخته جانرادر آتش تو بهر زبان بند بسوزم
هوش مصنوعی: دل برای عشق دیگران ساخته شده و جانم در آتش محبت تو میسوزد؛ به هر زبانی که بخواهم، احساسات خود را ابراز میکنم.
دور از تو همان به که جنونم برد از هوشورنه چو شوم بی تو خردمند بسوزم
هوش مصنوعی: بهتر است که از تو دور باشم تا دیوانگی من به سر برود، زیرا اگر بیتو عاقل باشم، دلم میسوزد.
اهلی دهدم پند که کم سوز ز مهرشترسم که اگر سوزم ازین پند بسوزم
هوش مصنوعی: به کسی نصیحت میکنم که از محبت کم کند، چون میترسم اگر این محبت ادامه پیدا کند، به خودی خود دچار آسیب و سوختگی میشوم.