شمارهٔ ۱۰۳۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات خود و دشواریهایی که در رابطه با معشوق دارد، اشاره میکند. او از منعت از دوستان صحبت میکند و میگوید که خود نیز گرفتار عشق شده و نمیتواند دیگران را از این احساس منع کند. همچنین به دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر دور باشد، او را با زبانی خاص به یاد میآورد. شاعر بیان میکند که با وجود دوری، به یاد معشوق، صبر میکند و ارزش یک لبخند او را فراموش نمیکند. در نهایت، شاعر میگوید که نمیتواند به دیگری بخواهد که عشق را بفهمد، چرا که خود نیز در این عشق دیوانه شده است.
سخن نگفته بهم جنگ و ماجرا داریمعجب حکایت و حرفیست اینکه ما داریم
هوش مصنوعی: ما درگیری و جنجالهایی داریم که هیچ کلامی از آنها نراندهایم، واقعاً داستان و موضوع جالبی است که در میان ما وجود دارد.
دل من و تو بهم آشنایی دارندمن و تو اینهمه بیگاننگی چرا داریم
هوش مصنوعی: دل من و تو با هم ارتباط نزدیک دارند، پس چرا ما اینقدر بیگانه و دور از هم هستیم؟
نظر بهمت ما کن مبین بکسوت فقرکه زیر خرقه پشمینه کیمیا داریم
هوش مصنوعی: به تلاش و همت ما توجه کن و به ظاهری که ناشی از فقر است، نگاه نکن. زیرا زیر پوشش زیبا و زحمتکش ما، گنجینهای از ارزشها و استعدادها نهفته است.
خبر ز حال درون ناله میدهد گاهیوگرنه ما خبر از حال خود کجا داریم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از درون خود نالهای به گوش میرسد که خبر از حال ما میدهد، وگرنه ما خودمان از وضعیت درونیمان بیخبر هستیم.
ترا خدای نگیرد بکشتن اهلیبرآر تیغ که ما دست بر دعا داریم
هوش مصنوعی: نترس، خداوند تو را نمیکشد. اگر کسی را بکشی، تیغ را بلند کن؛ چون ما فقط دستمان به دعا گشوده است.