شمارهٔ ۱۰۵۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و علاقهاش به معشوق اشاره میکند. او میگوید که هرگز از دیگران کم ارزشتر نبوده و تا زمانی که معشوقش را ندیده، انسانی کامل نشده است. او به حرارت عشق و سوختن پروانهها در کنار شمع میپردازد و بیان میکند که با وجود سختیها و مشکلات، از مردم دنیا به خاطر چشم معشوقش راضی نیست. شاعر همچنین به وضعیت خود به عنوان کسی که به عشق معشوقش وابسته شده، اشاره میکند و در پایان با شکرگزاری از این که بدون عشق معشوقش، از دلدادگی و بیغم بودن دور نشده است، ابراز خوشحالی میکند.
از جور چه دل ملول دارمگر هم بکشی قبول دارم
هوش مصنوعی: از ستمی که میبینی، چرا دلتنگ باشم؟ حتی اگر به من آسیب برسانی، آن را میپذیرم.
مگذار مرا بصحبت خودمن چشم و دلی فضول دارم
هوش مصنوعی: من را در کنار خود نگذار، زیرا من چشم و دلی دارم که بیخود مشغول میشوند.
معراج وصال اگرچه دورستدل بر خبر رسول دارم
هوش مصنوعی: اگرچه رسیدن به وصال محبوب دور به نظر میرسد، اما من به خبرهایی که فرستاده شده، اعتماد دارم و دلم به آنها آرام است.
برخیزم اگر ز من ملولیتا چند ترا ملول دارم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از دلتنگی و غم بیرون بیایم، تا کی میتوانم تو را همچنان غمگین ببینم؟
از خدمت کوی دوست اهلیدر منزل جان نزول دارم
هوش مصنوعی: من در کنار دوست عزیزم زندگی میکنم و به خاطر او از زندگی خود در اینجا سیراب میشوم.