شمارهٔ ۱۰۵۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر میگوید که عشق او به معشوق چنان قوی است که او را از خود بیخود میکند. هر بار که معشوق را میبیند، مست و شاداب میشود. وی همچنین به این نکته اشاره میکند که محبت معشوق بار سنگینی بر دوش او گذاشته است، اما او با عشق خود به معشوق آرامش مییابد. در انتها، او با اشاره به این که در عشق به معشوق خود به هر عنوان و وضعیت احترام میگذارد، نشان میدهد که حتی اگر به نظر دیگران کافر بیاید، او باقیمانده است و از عشق خود دست نخواهد کشید.
مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیماز خود بگذشتیم و بمطلوب رسیدیم
هوش مصنوعی: ما از شدت اندوه جان دادیم تا به محبوب تو برسیم. از خودمان گذشتیم و به آنچه که مطلوبمان بود، دست یافتیم.
انصاف همین است که ما صبر نداریمهرچند که در صبر به ایوب رسیدیم
هوش مصنوعی: عدالت این است که ما نمیتوانیم صبر کنیم، هرچند که در صبر به مقام ایوب رسیدهایم.
از خون شهیدان تو خوش معرکه گرم استما نیز درین معرکه خوش خوب رسیدیم
هوش مصنوعی: از خون شهیدان تو، میدان مبارزه جاندار و پرحرارت است و ما نیز در این جنگ، خوشحال و به موقع به اینجا رسیدیم.
مکتوبم اگر میبری ایباد روان باشکاینک من و جان از پی مکتوب رسیدیم
هوش مصنوعی: اگر نامهام را میبری، ای پیامآور، با آرامش و شجاعت برو، چون من و جانم در پی این نامه آمدهایم.
اهلی نرسیدیم ز یوسف بوصالیلیکن بغم و محنت یعقوب رسیدیم
هوش مصنوعی: ما به مقام و منزلت یوسف بوصالی نرسیدیم، اما به درد و رنج یعقوب دچار شدیم.