تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۰۵۵

گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیمتا ندیدیم سگ کوی تو آدم نشدیم
آه ازین گرمی بازری که پروانه صفتسوخت شمع تو صد از ما و یکی کم نشدیم
بجز از مردمیی کاهوی چشم تو نمودهرگز آسوده دل از مردم عالم نشدیم
دیگران یار تو و ما بگدایی راضیبخت بد یار نشد آخر و آنهم نشدیم
گرچه بیدین و دل از عشق چو صنعان گشتیملله الحمد کز اقبال تو بیغم نشدیم