شمارهٔ ۱۰۷۷
هوش مصنوعی: این غزل بیانگر حالت مستی و عشق عمیق شاعر است. او از تغییر و نوسان در خود صحبت میکند و میگوید که هر جا میرود از عشق سیهچشمان نمیتواند جدا شود. او به نصیحتهای دیگران گوش نمیدهد و تنها به جاذبه چشمان معشوقش توجه دارد. شاعر خود را به مجنون تشبیه میکند و میگوید که چون او، دیوانهوار عاشق است، اما همچون مجنون به دنبال شکار نیست. او از وضعیت خود با بیتابی و درد صحبت میکند و میگوید که حتی از ترس مرگ نمیتواند از مسیر عشق خود خارج شود، زیرا عشق او او را به زندگی و مرگ متصل میکند.
گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توامشکر این بخت چگویم که در ایام توام
هوش مصنوعی: هرچند که بیچشم او و دور از زیباییات هستم، اما چگونه میتوانم از این بخت بد بگویید در حالی که در زمان تو زندگی میکنم؟
مرغ هرگز نپرد سوی من و من همه عمرچشم در راه خبر گوش به پیغام توام
هوش مصنوعی: پرنده هرگز به سوی من نپریده و من در تمام عمرم منتظر خبری از تو هستم و گوش به پیامهای تو دادهام.
ساقیا تشنه لم سوز مرا عیب مکنچکنم سوخته جرعه یی از جان توام
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً در مورد تشنگی من خرده نگیرید، من در آتش عشق سوختهام و تنها جرعهای از وجود تو میخواهم.
تو ملک خویی و با من سخن از لطف کنیمن خراب از ستم و کشته دشنام توام
هوش مصنوعی: تو شخصی بزرگ و بااخلاق هستی و اگر با من مهربانانه صحبت کنی، من که به خاطر بدیها و آسیبهایی که دیدهام، در وضعیت بدی به سر میبرم و افسردهام.
نظری کن که گدای نظرم چون اهلینه چو کوته نظران در پی انعام توام
هوش مصنوعی: به من نگاهی بینداز، چونان گدایی که به نظرت میرسد، نه مانند افرادی که محدودیت فکر دارند و تنها به دنبال پاداش و مزایای تو هستند.