شمارهٔ ۱۱۰۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از دلتنگی و حس بحرانی خود میگوید و از آنکه برای یک نگاه از معشوق منتظر است. او همچنین به وفاداری و پایداری خود در برابر درد و رنجها اشاره میکند و با وجود سختیها، همچنان امیدوار و وفادار است. همچنین تأکید میکند که گرچه در دشواریها به سر میبرند، اما عشق و وفاداری به معشوق برایشان اهمیت بیشتری دارد و از این طریق خوشی و زیبایی را در زندگیشان احساس میکنند.
خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودمرفیق و همدم و همراز و همسخن بودم
هوش مصنوعی: شادی من در این است که دوست و یار خود را در کنار دارم و با او همگام و همفکر هستم.
خوش آنکه جلوه چو میکرد آفتاب رخشمن آفتاب پرستی چو برهمن بودم
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که وقتی چهرهی محبوبش را میبیند، احساس میکند که نور آفتاب را تجربه میکند. من نیز مانند برهمن، که یک شخصیت مقدس در هند است، به پرستش این روشنی و زیبایی دلبستهام.
خوش آنکه در چمن حسن آنگل از مستیهمی شکفت و منش بلبل چمن بودم
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که در باغ زیبایی شکوفه میزند و من مثل بلبل باغ هستم که از عشق و شوق او سرشارم.
خوش آنکه لعل لبش چونشکر فشان میشدمن از نشاط چون طوطی شکر شکن بودم
هوش مصنوعی: کسی که لبهایش مانند شکر میدرخشد، خوشبخت است. من از شوق و شادی مانند طوطی که شکر میشکند، خوشحال و سرزنده بودم.
خوش آنکه پیش لبش میگریست شیشه میکه من بخنده چو ساغر از آن دهن بودم
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که شیشهی می در پیش لبش در حال گریه است، همچنان که من از آن لبخند میزدم و گویی در آن مینوشیدم.
خوش آنکه آن دهنم خاتم سلیمان بودبر غم خصم من ایمن ز اهرمن بودم
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که دلش مانند خاتم سلیمان است و به همین خاطر از غم و دشمنیهای دیگران در امان است.
کنون ز نرگس او یک نظر مرا اهلیامید نیست تو گویی که آن نه من بودم
هوش مصنوعی: حالا از نگاه نرگس او، به من امیدی نیست. انگار که آنچه رخ داد، من نبودم.