شمارهٔ ۱۱۰۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از رهایی از کینهها و ملامتها صحبت میکند. او به دوستی و همچنین به دشمنی اشاره میکند و بیان میکند که با زیبایی و نور چهره ساقی، دل را از هر گونه ناراحتی و غم پاک کردهاند. شاعر از تجارب تلخ گذشته یاد میکند و میگوید که حالا با عشق به معشوق، تمام دردها و رنجها را فراموش کردهاند. او همچنین از بازگشت به صفای دل دعوت میکند و به خیل کدورتها و زخمها اشاره میکند، تأکید بر این دارد که اکنون وقت شادابی و شستن آلودگیهای دل است.
مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیمدیوانه ایم و با دل خود در حکایتیم
هوش مصنوعی: نشنو که ما از تو تنها به خاطر موهایت شکایت میکنیم. ما دیوانهایم و با دل خود داستانهایی داریم که برای تو میگوییم.
جان بر لبست و منتظر یک اشارتستموقوف یک نگاه تو ای بیعنایتیم
هوش مصنوعی: من در آستانه مرگ هستم و فقط منتظر یک اشاره از سوی تو هستم. همه چیز به یک نگاه تو بستگی دارد، ای کسی که به من توجهی نداری.
زین در نمیرویم بمیریم غایتشبنگر که در مقام وفا تا چه غایتیم
هوش مصنوعی: ما از این در خارج نمیشویم و اگر قرار باشد بمیریم، به عاقبت کار نگاه کن که در راستای وفاداری به کجا خواهیم رسید.
جان از وفا حمایت تیغت خرید بازتا زنده ایم بنده این یک حمایتیم
هوش مصنوعی: جانم به خاطر وفاداری تو محافظت شد و دوباره زنده شده است. تا زمانی که زندهایم، من تنها این را به عنوان نشانهای از وفاداریام میدانم.
با غم خوشیم کز ستم بی نهایتتدر کنج بیکران ز غم بی نهایتیم
هوش مصنوعی: ما از غم خود راضی هستیم، زیرا از ستم بیپایان تو در گوشهای بدون حد و مرز، به غمی بیپایان دچار شدهایم.
در ظلمتی که خضر بامید میرودما هم امیدوار ببرق هدایتیم
هوش مصنوعی: در تاریکیای که خضر به امید میرود، ما نیز به نور هدایت امیدواریم.
اهلی طمع بخرمن عالم نمیکنیمما خوشه چین خرمن شاه ولایتیم
هوش مصنوعی: ما به دنبال به دست آوردن علم و دانش نیستیم، چرا که ما حاضریم از برکت و نعمتهای سلطنت و ولایت بهرهمند شویم.