شمارهٔ ۱۱۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان دلتنگی و آه و ناله عاشقانه یک فرد عاشق میپردازد. شاعر از حالت غم و اندوهی که به خاطر دوری محبوبش دارد، میگوید. او بیان میکند که چگونه چهرهاش از ناله و گریه سرخ شده و احساس میکند که در قفس تن خود محبوس است. شاعر دلتنگی و میل به رسیدن به محبوب را به تصویر میکشد و از اینکه در جمع دیگران حس آرامش ندارد، ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، او حیرت از دوری محبوب و وضعیت نابهسامان خود را بیان میکند و درخواست مرهمی از لبهای خندان محبوبش دارد.
بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینمتو گویی صورت یار از در و دیوار می بینم
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، زیبایی محبوب را میبینم، به گونهای که گویی تصویر محبوب از همه جا، حتی از دیوارها هم به من نظر میکند.
جهانی عاشق رویش ولیکن رخ ز من تابدکه من در عین بیتابی درو بسیار می بینم
هوش مصنوعی: دنیا به زیبایی چهرهاش علاقهمند است، اما تنها چهرهام به من میتابد. در حالی که من در حال تجربهی اضطراب و بیقراری هستم، در آن زیبایی چیزهای زیادی میبینم.
مگر درمان درد من شکیبایی کند ورنهفزونتر میشود دردم گرش صدبار می بینم
هوش مصنوعی: تنها راه درمان درد من صبر و بردباری است، و اگر این صبر نباشد، دردم بیشتر میشود، حتی اگر صد بار او را ببینم.
مرا هرگز نباشد بر رخ او طاقت دیدنمگر چون بگذرد گاهی در او رفتار می بینم
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم چهرهاش را تحمل کنم، مگر این که گاهی به طور ناگهانی رفتار او را ببینم.
نه تنها اهلی شیدا که مجنون نیز بگریزدز رسوایی که من در کوچه و بازار می بینم
هوش مصنوعی: نه فقط عاشق دیوانهای مثل مجنون از شرم از این رسوایی فرار میکند، بلکه من هم در کوچه و بازار چیزی میبینم که شرمش از آن بیشتر است.