شمارهٔ ۱۱۲۷
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از عشق دردناک و عذابآور شاعر است. او خود را در وضعیت ناتوان و رنجور از دوری محبوب مییابد و از دلتنگیها و ناامیدیهای ناشی از این عشق سخن میگوید. شاعر به سختیهای محبت و حسرتهای بیپایان اشاره میکند و از احساس دیوانگی و سرگردانی در اثر این عشق مینالد. او زیبایی محبوب را با تصاویری دلنشین توصیف میکند، اما در عین حال، ناتوانی و درد ناشی از فراق را نیز بیان میکند. در نهایت، احساس حسرت و آرزوی وصالی که ممکن است هرگز محقق نشود، در کلامش به وضوح دیده میشود.
از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریماز ازل آورده ایم این داغ و با خود میبریم
هوش مصنوعی: در این جهان، ما همچون لالهای داغی را که از روزگار آغاز با خود داریم، احساس میکنیم و این درد و غم را از خود دور نمیکنیم.
میرویم ازین چمن با دست خالی همچو گلداغ دل کاورده ایم اینجا یکی صد میبریم
هوش مصنوعی: ما از این باغ به سادگی میرویم، مانند گلی که در دلش غم دارد و در اینجا تنها یک گل را چیدهایم.
جان من با عاشقان گر بد کنی نیکو بودبا رقیبان گر نکویی میکنی بد میبریم
هوش مصنوعی: اگر با عاشقان بدرفتاری کنی، برای من خوب است، اما اگر با رقیبان نیکی کنی، ما به بدی خواهیم رفت.
ساقیا از غمزه ما را می بحد خود بدهورنه عیب ما مکن گر مستی از حد میبریم
هوش مصنوعی: ای ساقی، با ناز و غمزهات ما را به حدی که باید مست کن، وگرنه ما را عیبدار نکن، چون ممکن است که ما از حد اعتدال بگذریم.
غلغل عیش حریفان است در طاس فلکما همین درد سر از طاق زبرجد میبریم
هوش مصنوعی: شادی و سرور دوستان ما در آسمان پیرامون ما جاری است و ما فقط همین مشکل را از بالای سنگ زبرجد تحمل میکنیم.
غم مخور اهلی که آخر در حریم وصل دوستره بیمن دولت آل محمد میبریم
هوش مصنوعی: نگران نباش، ای اهلی، چون در نهایت به جایی میرسیم که در کنار دوست قرار میگیرم و با لطف و حمایت خاندان محمد (ص) به این مسیر میرویم.