شمارهٔ ۱۱۳۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جدایی است. شاعر به درد و رنجی که ناشی از جدایی از معشوق است، اشاره میکند و درخواست رحم و محبت از طرف معشوق را دارد. او میگوید که دلش را از خود بریده و حاضر است جانش را بدهد، اما معشوق هیچگونه توجهی به او ندارد. همچنین، شاعر به احساس شرمندگی از گفتار خود و ناتوانی انسانها در درک عشق واقعی اشاره میکند. در پایان، به این نکته اشاره میشود که هیچ عاشقی نمیتواند زیباییهای عشق خود را از دست بدهد و در نهایت، اهمیت وجود معشوق را در زندگیاش مورد تأکید قرار میدهد.
ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودنیار من شو که خدا یار تو خواهد بودن
هوش مصنوعی: ای اونی که دین و دل من به فدای تو خواهد شد، با من همصحبت شو، زیرا خداوند همواره یاور تو خواهد بود.
بی تو جایی که قراری بُوَدَم ای خورشیدهم مگر سایه دیوار تو خواهد بودن
هوش مصنوعی: بدون تو، جایی که باید در آن قرار بگیرم، ای خورشید، حتی سایه دیوار تو هم نخواهد بود.
آن حلاوت، دل من از مگس شهد تو دیدکه همه عمر گرفتار تو خواهد بودن
هوش مصنوعی: شهد تو برای دل من آنقدر شیرین است که مانند مگسی که به شیرینی میچسبد، من هم در تمام عمر به تو وابسته خواهم ماند.
کشتن من که هم از جرم خریداری نیستعاقبت در سر بازار تو خواهد بودن
هوش مصنوعی: اگر من را بکشند، در نهایت هیچ گاه از یاد مردم نخواهم رفت و همیشه در همان جایی که هستی باقی میمانم.
اهلی آنروز که در بحر فنا غرقه بودهمچنان تشنه دیدار تو خواهد بودن
هوش مصنوعی: Ahli در روزی که در دریای فنا غرق شده بود، همواره همچنان تشنه دیدار تو خواهد ماند.