شمارهٔ ۱۱۳۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به احساسات عمیق عاشقانه و موضوع گذر زمان اشاره میکند. او از آتش عشق و دلتنگی صحبت میکند و به این نکته میپردازد که هر لحظه باید از زندگی و عشق خود بهره برد، زیرا زمان به سرعت میگذرد. همچنین تأکید میکند که عاشق واقعی در بیقراری خود خوشحال است و نمیتواند از عشقش فاصله بگیرد. در انتها، شاعر به این فکر میکند که باید از خیالات بیاساس دوری کند و به واقعیت عشق خود بپردازد.
اگرچه رسم بود دل به دلستان دادنبه دست دل نتوان بیش ازین عنان دادن
هوش مصنوعی: هرچند که معمول بوده است که دلها را به دلهای دیگر بسپارند، اما از دست دل نمیتوان بیشتر از این کنترل کرد.
سپردهام دل خود را به دست خونخواریکه راضیام ز رهیدن ازو به جان دادن
هوش مصنوعی: دل خود را به شخصی سپردهام که مایل به آسیب زدن است و از اینکه از او رهایی پیدا کنم، حتی اگر به قیمت جانم باشد، راضیام.
ز زهر چشم تو مُردم یکی بخند آخرکه زهر نیز به شیرینیات توان دادن
هوش مصنوعی: من از زهر نگاه تو به شدت رنج کشیدم، اما لطفاً یک بار بخند تا فراموش کنم که آن زهر هم میتواند به دلنشینی تو بدل شود.
به پایبوس تو در بزم وصل اگر برسمخوش است بوسه گهی هم بر آستان دادن
هوش مصنوعی: اگر روزی به مجلس وصال تو برسم، خوشحال میشوم که گهگاهی برایت بوسهای بر آستان درگاهت نثار کنم.
نه آنچنان ز تو اهلی شدهست خانه خرابکه از خرابی او میتوان نشان دادن
هوش مصنوعی: این خانه به قدری تحت تاثیر وجود تو قرار گرفته که حتی ویرانیاش هم میتواند نشانهای از تو باشد.