شمارهٔ ۱۱۵۸
هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که از دل تنگی و longing گوینده خبر میدهد. او از معشوقش درخواست میکند که حتی با یک نگاه یا حرکت کوچک به او توجه کند، زیرا دوری از او برایش سخت است. گوینده به ادامهی زندگی بدون معشوق اشاره میکند و به اضطراب و درماندگی عاشقان اشاره میکند. در نهایت، او از معشوقش میخواهد که به حال عاشقان توجه کند و حرکتی کند تا دلتنگیها کاهش یابد.
نظاره تو به هر دیده کی توان کردننظر به روی تو باید به چشم جان کردن
هوش مصنوعی: نگاه تو را هیچ چشمی نمیتواند به خوبی دریابد؛ برای دیدن تو باید با جان و دل نگاه کرد.
به خشم و ناز نگاهی به ما کنی گاهیگر این نگه نکنی هم چه میتوان کردن
هوش مصنوعی: گاهی لطفی به من کن و نگاهی با ناز به من بینداز. اگر هم این کار را نکنی، من چه میتوانم بکنم؟
اگر به خاک افتد ذره گر به عرش رودنمیتوان دل بد مهر مهربان کردن
هوش مصنوعی: اگر ذرهای به خاک بیفتد، حتی اگر به عرش برود، نمیتوان دل را با مهر و محبت پر کرد.
ز دست غم همه مویم زبان شود بر تنکه شرح غم نتوان به یک زبان کردن
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دل دارم، باعث میشود که هر موی بدنم به زبان بیاید و دردهای درونم را بیان کند؛ زیرا بیان تمام غمها با یک زبان ممکن نیست.
لب تو گر به سخن درفشان شود خوبستچه سود دیده ز حسرت گهرفشان کردن
هوش مصنوعی: اگر لب تو به صحبت کردن زیبا و دلنشین بپردازد، چه بهتر است! چه فایدهای دارد که فقط به حسرت اشکبار بودن و دُر گرانبها بودن بپردازیم؟
اگر تو رنجه کنی پا بر آستانه چشمخوش است دیده خود خاک آستان کردن
هوش مصنوعی: اگر تو زحمت بکشی و بر درگاه ما بیایی، ما خوشحال میشویم که چشممان را به خاک درگاه تو بمالیم.
بر آستان تو اهلی نهاد روی دعاکه شرمسار شد از رو بر آسمان کردن
هوش مصنوعی: بر درگاه تو با روی نیاز دعا کردم، که آسمان هم از این درخواست خجالت کشید.