شمارهٔ ۱۱۵۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از بوسهای سخن میگوید که آنقدر برایش ارزشمند است که حاضر است جانش را برای آن بدهد. او مضطرب و مشتاق است و میخواهد معشوق به او نزدیکتر شود. همچنین اشاره میکند که حتی اگر بهش نفسی بدهند، باز هم مشتاقتر است و در نهایت، آمادگی خود را برای فدای عشق و هوای معشوق نشان میدهد. در کل، شعر تم عشق و فدای جان را به تصویر میکشد.
ای سبز پر کرشمه مشکین قبای منسر تا قدم بلای سیاهی برای من
هوش مصنوعی: ای سبز پرزرق و برق، ماندههای زیبای من که با آن پوشش مشکیات، تمام وجودم به خاطر تو در غم و اندوه است.
با جامه سیاه که در عین شوخییدلجوتری ز مردمک دیده های من
هوش مصنوعی: با لباس سیاهی که در عین شوخی، حس دلگرمی و آرامش بیشتری به من میدهد نسبت به نگاههای دیگران.
چشم تو گرچه کشت بیک دیدنم ولیبود آن نگاه کردن او خونبهای من
هوش مصنوعی: چشم تو با یک نگاه، مرا به شدت تحت تأثیر قرار داد و اگرچه آن نگاه میتواند باعث درد و رنج من شود، اما برای من بسیار ارزشمند و گرانبهاست.
گر یک جفا کنی تو و من صد وفا هنوزارزنده جفای تو نبود وفای من
هوش مصنوعی: اگر تو یک بار به من ظلم کنی و من صد بار به تو وفا کنم، هنوز هم ظلم تو ارزشی ندارد در برابر وفای من.
اهلی مگو که بخت شود یار عاقبتگر کار من بیاری بختست وای من
هوش مصنوعی: نگو که بخت به من یاری خواهد داد، زیرا اگر کار من را به جلو ببرد، در نهایت بخت من خواهد بود. وای بر من!