شمارهٔ ۱۱۶۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب خود میپردازد و او را مانند ماه و نور چشم عاشقان میداند. محبوب، تسکینی برای دلهای رنجکشیده است و دیدن او باعث میشود که عاشقان هیچگاه سیر نشوند. شاعر از لطافت و دلنشینی حضور محبوب یاد میکند و اینکه دیدن او دلی پر از عشق و امید به بهشت را در انسان زنده میکند. او همچنین به جاودانگی عشق اشاره میکند و میگوید که تا زمانی که خاطره محبوب در دلهاست، عشق زنده و پایدار است.
گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جانبوسم دهن تنگ تو چندان که دهم جان
هوش مصنوعی: اگر از آن لب خندان بوسهای به من بدهی، جانم را فدای بوسیدن دهان تنگ تو میکنم، حتی به اندازهای که جانم را فدای آن کنم.
ارزان بود از بوسه خرم از تو به جان لیکهرگز ندهی بوسهام ارزان که دهم جان
هوش مصنوعی: بوسه تو برایم بسیار ارزشمند است و هرگز حاضر نیستم به راحتی آن را به جانم بفروشم.
خضر ره من شو که درین ظلمت دورینزدیک شد ای چشمهٔ حیوان که دهم جان
هوش مصنوعی: ای تو ای چشمهٔ حیات، در این برهوت تاریک به من نزدیک شو و به من راهنمایی کن تا بتوانم جانم را بیابم.
هرچند به عیسینفسی جان دهیام بازبازآ نفسی پیشتر از آن که دهم جان
هوش مصنوعی: اگرچه جانم را به عیسی ببخشم، اما پیش از آنکه جانم را بدهم، دوباره به سویت بازمیگردم.
بر باد دهم جان به هوای تو چو اهلیگر باد رساند ز تو فرمان که دهم جان
هوش مصنوعی: من جانم را فدای عشق تو میکنم، حتی اگر در باد بیفتد. اگر باد پیامی از تو برایم بیاورد، آمادهام که جانم را تقدیم کنم.