شمارهٔ ۱۱۶۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حسرت و درد ناشی از جدایی و عدم دستیابی به معشوق اشاره میکند. او آرزو دارد که مانند دیگران بتواند از عشق بمیرد، اما خود را در قفسی از آلام و غمها میبیند. شاعر به تصویر مرغی گرفتار اشاره دارد که به خاطر دوری از گل، نمیتواند زیباییهای بستان را ببیند. او از طعنهها و آزار همنفس خود گلهمند است و به این نکته دقت میکند که مردن به خاطر عشق باید آسان باشد، اما در واقع اینگونه نیست. در نهایت، او بر این باور است که اگر عشق واقعی وجود داشته باشد، مردن در آن شرایط آسان به نظر میرسد. این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و درد جدایی است.
دارد رقیب بهر تو چشم حسد به منکاری مکن که کار کند چشم بد به من
هوش مصنوعی: رقیب تو به خاطر تو نسبت به من حسادت میکند. بنابراین مراzier زحمت نکش، چون ممکن است چشم بدی به من بیفتد.
گردون ز آستان توام گو مکن جدازان روز که اینقدر ز جهان میرسد به من
هوش مصنوعی: ای آسمان، از درگاه تو دورم مکن، چرا که از آن روزی که این همه زیبایی از جهان به من میرسد، نمیتوانم از تو جدا شوم.
سر در سر خیال تو خواهد شدن مرااین قصه گفته است خیال تو خود به من
هوش مصنوعی: در عالم خیال تو غرق میشوم و این داستان به من میگوید که خود تو به من این حس را منتقل کردهای.
من قانعم به یک نگه از سرو قامتتبنما ز دور یک نظر ای سرو قد به من
هوش مصنوعی: من رضایت دارم تنها با یک نگاهی از تو، ای قامت زیبا، از دور به من بنگری.
اهلی ز بیکسی چه غم ار دشمنم بسی استغمخوار بیکسان برساند مدد به من
هوش مصنوعی: اهل محنت و غصه نباید از نبود یار بترسد، زیرا اگر دشمنان زیادی هم داشته باشم، کسی که در دلش برای تنهایی من غم خوار است، میتواند به من کمک کند.