شمارهٔ ۱۱۷۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر از معشوقهاش درخواست میکند که به او توجه کند و برای او دعا کند. او از درد جدایی و فراق شکایت دارد و به صبح سعادت دعا میکند تا به او نظری بندازد. همچنین از معشوقهاش میخواهد که درک کند که عشقش به او، به خاطر خداوند است و نه خود او. شاعر اشاره میکند که عشق مانند زلف معشوقهاش پیچیده و دشوار است و از او میطلبد که وعدهاش را وفا کند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی نیازمند صبر و ایثار است.
دل که جای تست چون سازیم جای دیگرانچون ترا بیرون کنیم از دل برای دیگران
هوش مصنوعی: دل من جای توست، چگونه میتوانم آن را به دیگران بدهم؟ وقتی که تو را از دل بیرون کنم، چگونه برای دیگران جا باز کنم؟
ما خود اندر کنج غم سوزان بتاریکی ز بختبرق آه ما بود شمع سرای دیگران
هوش مصنوعی: ما در گوشهای غمانگیز و در تاریکی بخت خود قرار داریم، در حالی که درد و آهم مثل شمعی نورافشانی میکند و دیگران را روشن میسازد.
ذره ذره گر کند خورشید عشقش جان ماذره یی هرگز نبینی در هوای دیگران
هوش مصنوعی: اگر عشق او به تدریج جان ما را سرشار کند، هرگز نمیتوانی ذرهای از این عشق را در زندگی دیگران پیدا کنی.
درد خود را از خموشی ساختم درمان ولیسوزم از طعن و نمیدانم دوای دیگران
هوش مصنوعی: من درد خود را با سکوت و خاموشی تسکین دادم، اما هنوز از سخنان ز hurt دیگران رنج میبرم و نمیدانم چطور میتوانم به دیگران کمک کنم.
دور افکندی ز خود چونمرغ بسمل وقت قتلمی طپم در خون که میمیرم بپای دیگران
هوش مصنوعی: تو مرا از خود دور کردهای مانند مرغی که در هنگام ذبح میلرزد. در حالتی که قربانی شدهام و در خون خود غوطهورم، به خاطر دیگران میمیرم.
هرکه شد بی بهره از نور رخت ای آفتابسایه وار افتد بغیبت در قفای دیگران
هوش مصنوعی: هر کسی که از روشنایی و زیبایی تو بینصیب باشد، مثل سایهای در پس دیگران پنهان میشود و خود را از دید دیگران دور میکند.
غرقه غم اهلی از بیگانگیهای تو شدور بخون گردد نگردد آشنای دیگران
هوش مصنوعی: دل اهلی به خاطر بیگانگیهای تو به شدت غمگین شده است. حتی اگر خونش بریزد، باز هم آشنا با دیگری نخواهد شد.