شمارهٔ ۱۱۹۰
هوش مصنوعی: این شعر به فردی توصیه میکند که به غم و ناراحتی خود عادت کند و از طلب وصال محبوب بپرهیزد. شاعر به او میگوید که باید از خواستههای خود دست بکشد و ادب را فراموش نکند. همچنین، او را دعوت به لذتبردن از زندگی و دوری از شبهای بیهوده میکند. شاعر بیان میکند که گاهی اگر شکایتها به آسمان برود، نباید تعجب کرد. در بزم غم، او را به نشئه و شادی دعوت میکند و از آلودن خویش به غم پرهیز میدهد. در نهایت، توصیه میکند که دنبال مراد خود نرود و از زاهدان و کسانی که به دنیای عرفان میپردازند، توقع نداشته باشد.
باده مینوش و بدین مشغله میگذرانکار عالم گذرانست تو هم میگذران
هوش مصنوعی: شراب بنوش و وقتت را با این خوشی پر کن، زیرا کارهای این دنیا همواره در حال گذر است و تو هم باید این را فراموش نکنی و بگذرانیش.
تو پسندیدهخصالی و کرم شیوه تستهرچه از ما نپسندی به کرم میگذران
هوش مصنوعی: تو روش نیکوکاری و سلیقهات بر خیر و محبت است. هر چیزی را که از ما نپسندی، با لطف و بزرگواری خودت نادیده بگیر.
جام جم گر نبود همت خود دار بلندباده مینوش و بصد حشمت جم میگذران
هوش مصنوعی: اگر جام جم (جامی که نماد قدرت و ثروت است) وجود ندارد، از تلاش و کوشش خود دست برندار و با نوشیدن شراب به شادی و زندگی با شکوه ادامه بده.
فکر فردا مکن امروز دل خود خوش داردر دل اندیشه ناآمده کم میگذران
هوش مصنوعی: به فردا فکر نکن و امروز را با دل خوش بگذران. در دل خود نسبت به آینده نگرانی نداشته باش و زمان را بیهوده نگذران.
ساقی امروز که دریای کرم در جوش استکشتی غرقه ز گرداب عدم میگذران
هوش مصنوعی: امروز ای ساقی، دریای لطف و بخشش در حال جوش و خروش است. تو کشتیای را که به خاطر گرداب عدم غرق شده، در حال عبور و نجات هستی.
گه گهی دست من پیر به جامی می گیروز گذر گاه غمم یک دو قدم میگذران
هوش مصنوعی: گاهی وقتها دست پیرم را به یک جام شراب میزنم و از کنار غمهایم یک یا دو قدم دور میشوم.
اهلی از دوست به جز زخم ستم چون نرسدبگذر از مرهم و با زخم ستم میگذران
هوش مصنوعی: اگر دوست جز درد و ظلم چیزی به تو نرساند، دیگر نیازی به مرحم نیست و باید با همان درد و ظلم زندگی کنی.