شمارهٔ ۱۱۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از عواطف و دردهای خود سخن میگوید. او احساس میکند که در حال سوختن است و از معشوق میخواهد که یا او را از این حالت نجات دهد یا به یکباره او را به خاک بسپارد. او به این نکته اشاره میکند که اگر بخواهد زنده بماند، باید از او قطرهای عرق بگیرد، و پیش از مرگش، خواهان جرعهای از لعل (که نماد عشق و زندگی است) میشود. همچنین، شاعر به ناامیدیاش در دیدن زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که اگر کسی از حال او بپرسد، باید به درد و رنج درونی او نگاه کند. این شعر بیانگر احساس پیچیدهی عشق، درد و طلب زندگی است.
من زار و دل غمزده هم زار تر از مندر عشق تو کس نیست گرفتارتر از من
هوش مصنوعی: من در حالت زاری و ناراحتی هستم و در عشق تو هیچکس به اندازه من گرفتار و غمگین نیست.
کار همه دشوار شد از عشق ولیکنبر کس نبود عشق تو دشوار تر از من
هوش مصنوعی: عشق کارها را برای همه سخت کرده است، اما هیچکس عشق تو را به اندازه من سخت و دشوار نمیداند.
بیمارم و غیر از دل خود نیست طبیبماو نیز بصد مرتبه بیمار تر از من
هوش مصنوعی: من دچار دردم و هیچکسی جز دل خودم نمیتواند مرا درمان کند، ولی دل من هم به طور شدیدی از من بیمارتر است.
خواهم که بعیاریت از دست برم جانترسم که بود چشم تو عیارتر از من
هوش مصنوعی: من میخواهم به خاطر تو جانم را رها کنم، اما میترسم که چشمان تو فریبندهتر از من باشد.
بر جان من آزار رقیبان تو بیشستهرچند که کس نیست کم آزارتر از من
هوش مصنوعی: آزار رقبای تو برای من بسیار بیشتر است، هرچند که هیچکس به اندازه من آزاردهنده نیست.
حال شب و سیر فلک از دیده من پرسکس نیست درین دایره بیدارتر از من
هوش مصنوعی: حالت شب و گردش آسمان را از من بپرس، زیرا در این دنیای پر از خواب، کسی بیدارتر از من وجود ندارد.
اهلی همه کس در ره دل خوار شود لیکخاری ز زمین سر نزند خوارتر از من
هوش مصنوعی: هر کسی زمانی که به دلش توجه کند و از آن پیروی کند ممکن است دچار مشکلات و ذلت شود، اما من در این میان حتی از خاری که از زمین بیرون میآید نیز خوارتر هستم.