شمارهٔ ۱۲۴۰
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و از تأثیر شگفتانگیز او بر شاعر سخن میگوید. شاعر از زیباییهای چهره معشوق، مانند گل و نرگس، صحبت کرده و اشاره میکند که عشق به لبهای معشوق او را از می و شراب بینیاز کرده است. همچنین، او حس درد و اندوهش را به خاطر فقدان معشوق بیان کرده و از خندههای معشوق به عنوان نمک بر زخم دلش یاد میکند. در نهایت، شاعر به تصویری از معشوق اشاره میکند که بر روی آب نقش بسته است.
من بنده صبا که دهد عرض رای توکز عرض بند گیست مرادم دعای تو
هوش مصنوعی: من مثل نسیم صبحگاهی هستم که پیام و خواستههای تو را به دیگران منتقل میکند، زیرا هدف من در واقع دعای توست.
جای تو بود دیده شب زنده دار منباز آکه هیچکس ننشیند بجای تو
هوش مصنوعی: دیدهی شبزندهدار من همیشه منتظر توست و هیچکس نمیتواند جایگزین تو شود.
آن آفتاب مهر فزایی که همچو منذرات کاینات بود در هوای تو
هوش مصنوعی: آفتاب محبت و عشق تو، که مثل من در همه ذرات این جهان وجود دارد، در فضای وجود تو میدرخشد.
غافل مشو ز حال گدایی که دایمشدست دعا گشاده بود از برای تو
هوش مصنوعی: هرگز از وضعیتی که گدا در آن قرار دارد غافل نشو، زیرا او همیشه دست prayer را برای تو دراز کرده است.
اهلی که جان بپای تو میداد روز وصلگر کشته در فراق تو گردد فدای تو
هوش مصنوعی: اهلی که برای تو جانش را فدای میکرد، اگر در روز وصال، به خاطر دوری تو جانش را از دست بدهد، باز هم فدای تو خواهد بود.