شمارهٔ ۱۲۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جدایی و دوری از معشوق سخن میگوید و درد و رنجی را که ناشی از این جدایی است، توصیف میکند. او ابراز میکند که اگر دور از محبوب بماند، کماکان عشق و یاد او در دلش باقی خواهد ماند. شاعر همچنین به جنون و دیوانگی ناشی از عشق اشاره میکند و از احساساتی چون عشق و زیبایی میگوید. در نهایت، او از سوزش دلش به خاطر عطر و بوی محبوب سخن میگوید و نشان میدهد که عشق او را به آتش میکشد.
نه دیده مثل تو دیده نه کس نشان دادهفرشته خوی و پریروی و آدمیزاده
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند تو را ندیده و دیده نشده است، چون تو همچون فرشتهای با ویژگیهای زیبا و دلربا هستی که دنیای انسانی را زینت بخشیدهای.
تویی که سرو بلندت ز پاکدامنیقدم بدیده هیچ آفریده ننهاده
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که قامت بلند و زیبای تو به خاطر پاکدامنیات است و هیچ آفریدهای نمیتواند نزدیک به تو باشد.
منم که جز بجمال تو همتم هرگزبر آفتاب فلک چشم مهر نگشاده
هوش مصنوعی: من تنها به زیبایی تو میاندیشم و هرگز به نور خورشید آسمان چشم ندوختهام.
خدایرا مددی ای همای بخت که منگدای شهرم و با پادشه درافتاده
هوش مصنوعی: کمک کن ای بخت نیکو، زیرا من آدمی ساده و نیازمند هستم و به دنبال حمایت پادشاه رفتهام.
ز فیض میکده خالی کجا بود اهلیکه سالهاست که چون خم بخدمت استاده
هوش مصنوعی: کجا میتوان یافت کسی را که از نعمت میکده بینصیب باشد، در حالی که سالهاست که او مانند یک خمر به خدمت آمده و آماده است؟