شمارهٔ ۱۲۷۱
هوش مصنوعی: این شعر به تمایلات عاشقانه و نیازهای انسانی میپردازد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق و نیاز به آن، از جمله مهمترین جنبههای زندگی هستند. او به تناقضات زندگی، مانند گذران عمر و زودگذری زیباییها اشاره میکند و اینکه برخی چیزها در زندگی ارزش بیشتری دارند. همچنین از لزوم گذراندن وقت با دوستان و اهمیت عشق به جای انزوا صحبت میکند. در نهایت، شاعر به نیازهای روحی و معنوی اشاره میکند و نیاز به محبت و توجه را از نیاز به عبادت و نماز مهمتر میداند.
از خواب جامه چاک و پریشان برآمدهصبح قیامتش ز گریبان برآمده
هوش مصنوعی: صبح قیامت از خواب بیدار شده و لباس پاره و آشفتهاش را از گریبانش بیرون آورده است.
ای مردم دو دیده به کشتی چشم منبنشین که از فراق تو طوفان برآمده
هوش مصنوعی: ای مردم، با دو چشمتان به کشتی عشق من نگاه کنید، زیرا به خاطر دوری شما، طوفانی در دل من به پا شده است.
دور از گل رخ تو چو مجنون گریستمچندانکه گل ز خار مغیلان برآمده
هوش مصنوعی: من به دور از زیبایی تو مثل مجنون، آنقدر اشک ریختم که گل از خارهای بیرحم سر برآورد.
هرگه که آهی از غم داغت کشیده امدودی ز خرمن مه تابان برآمده
هوش مصنوعی: هر بار که از درد جدایی تو آهی زدهام، دود غمی از دل برآمده که مانند دودی از آتش است.
تا خط دمید گرد رخ روحپرورتچون من هزار سوخته از جان برآمده
هوش مصنوعی: وقتی که نور چهره محبوبت تابید، من همچون هزاران عاشق سوخته از شدت عشق و فراق جان به در آوردهام.
جان خوش بود بپای تو دادن بهر طرفهرجا که بیتو مانده پریشان برآمده
هوش مصنوعی: زندگی به احترام تو فدای تو کردن خوب است، هر جا که تو به خاطر نگرانیت پریشان شدهای.
اهلی چو کوهکن چه کنی ناله از هلاککاین کار سخت برتو خوش آسان برآمده
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند کوهکن با سختی و زحمت کار میکند، چه نالهای از نابودیاش میتوان کرد؟ این کار برای او که در آن مهارت دارد، آسان به نظر میآید.