شمارهٔ ۱۳۰۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از ناامیدی و درخواست از محبوب است. شاعر به محبوب میگوید که او باید به درماندگی و تلخیهای او توجه کند و با یک خنده، تلخی زندگیاش را برطرف سازد. او بر این باور است که هیچ نقصی در زیبایی محبوب وجود ندارد، حتی اگر به درویشها نگاهی بیفکند. شاعر از محبوب میخواهد که با بخندانی، جان دوبارهای به قلبهای سوختهاش دهد و به او رحم کند، زیرا امید او به محبوب وابسته است.
آن دم که دل ربودی در قصد دین نبودیکافر دل این زمانی، هرگز چنین نبودی
هوش مصنوعی: نمیتوانستی با دل ربودن در پی دین و ایمان باشی؛ اینجا و اکنون، کسی که دل را به تسخیر خود درمیآورد، هرگز باید به این شکل نمیبود.
حسنت قیامتی شد از خط، اگرچه دائمخوش بودهای ولیکن خوشتر ازین نبودی
احتمالا "خط" اینجا منظور خطی است که از گذر ایام بر چهرهی یار نشانده؛ معنی: از خطی که بر چهرهات نشسته زیبایی تو از حد گذشته، و رکورد زیبایی خودت را شکستهای.
گفتم فزود حسنت، نی! عشق من فزون شدورنی تو سرو نازی، کی نازنین نبودی؟
هوش مصنوعی: گفتم که زیباییات بیشتر شده است، اما نه! عشق من بیشتر شده، ولی تو همیشه زیبا و دلربا بودهای، پس چرا ناز نکن؟
امروزت از چه نرگس مخمور خوابناکستگر زانکه با حریفان شب همنشین نبودی
هوش مصنوعی: امروز تو به چه حالتی دچار شدهای که انگار از خواب عمیق و مستی به سر میبری، زیرا شب را با دوستان و رفقایت سپری نکردهای؟
از چشم زخم طالع رفت آن غزالم از کفای بخت بد تو ما را کی در کمین نبودی
هوش مصنوعی: از بدشانسی و طالع بد، آن معشوقه از دست من رفت. ای بخت نحس، چرا هیچ وقت به فکر ما نبودی و در حال کمین ما قرار نداشتی؟
دی بر زمین خرامش دیدم چو سرو نازیای دیده حیف کانجا خاک زمین نبودی
هوش مصنوعی: روز گذشته، در حالتی که به زمین قدم میزد، نیلوفر زیبایی را دیدم که همانند سرو خوش قامت بود. افسوس که آنجا خاک و زمین بود و نمیتوانست به شکوه و زیبایی خود ادامه دهد.
مَفروش لاف مستی اهلی که تا تو هستیاز خرمن نکویان جز خوشه چین نبودی
هوش مصنوعی: به دیگران نگو که در مستی و خوشحالی از خود لاف میزنی، زیرا تا زمانی که تو در کنار هستی، کسی جز خوشهچینان نیکوکار از این مزرعه بهرهبرداری نمیکند.