شمارهٔ ۱۳۱۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذبه محبوبی میپردازد که چون برقی ناگهان وارد میدان میشود و با زیباییهایش دلها را میسوزاند. او به ویژگیهای ظاهری معشوق، چون روی گل و قامت سرو، اشاره میکند و از تاثیری که این زیبایی بر او گذاشته میگوید. شاعر از محبت و ارادت خود نسبت به محبوب میگوید و به این نکته اشاره میکند که هرچند عمرش در کنار محبوب گذشته، اما تا زمانی که زنده بوده او را به درستی نشناخته است. در پایان، شاعر ابراز میکند که هر بار حال خود را به محبوب میگوید، محبوب به او توجهی نمیکند و در پاسخهایش بیتوجهی نشان میدهد.
ای اشک جگر سوز که در چشم پر آییبنشین که نمک ریزه دلهای کبابی
هوش مصنوعی: ای اشکهای سوزان که در چشمانم نشستی، بمان که تو نمکی روی دلهای سوخته و غمدار هستی.
یارب که کف پای تو بر دیده که مالدشبها که تو افتاده ز می مست و خرابی
هوش مصنوعی: خداوندا، کسی که شبها بر زمین افتاده و مست و خراب است، چگونه میتواند نگاه به پای تو بیندازد؟
دریاب کزین همنفسان زود برنجیو آنگاه چو من سوخته جویی و نیابی
هوش مصنوعی: مراقب باش که از همنشینان خود زود رنجیده نشوی، و سپس مانند من دلتنگ و سوخته نباشی و چیزی نیابی.
پروای که داری تو که با حشمت شاهیسرخوش ز می حسنی و مستان ز شرابی
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که تو که در شأن و جلال مانند یک پادشاه هستی، از نوشیدن شراب خوش طعم و لذت بردن از لحظات شاداب و شادخواری غافل نشوی.
بیداری اهلی بامیدی است که یکشببوسد کف پای تو نه بیند که بخوابی
هوش مصنوعی: مردی که به خواب رفته، تنها در صورت امیدی بیدار است که یک شب بتواند پای تو را ببوسد و نه اینکه بخواهد خوابش ببرد.