شمارهٔ ۱۳۳۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و درد ناشی از جدایی است. شاعر به طور استعاری از چشم گریان و دلستانی خود سخن میگوید و معشوق را به فرشتهای زیبا و آسمانی تشبیه میکند. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دیگران میگوید و حس حسادت را نیز بیان میکند. در نهایت، از تأثیر عمیق نگاه معشوق بر خود مینویسد و از فتنهای که زیبایی او در جهان ایجاد کرده، سخن میگوید.
عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتیبر مراد خاطر خود روزگاری داشتی
هوش مصنوعی: عاشق بیخانمان، اگر اختیار داشت، میتوانست به آرزوهای دلش جامه عمل بپوشاند و زندگیای را که میخواست، تجربه کند.
قسمت گردون اگر بودی بقانون مرادعاشق بیچاره هم وصلی زیاری داشتی
هوش مصنوعی: اگر آسمان و تقدیر بر طبق خواستهها میبود، عاشق بیچاره نیز میتوانست به وصالی بیشتر دست یابد.
عالمی نخجیر بازویار از ایشان بی نیازکاشکی باری سگش میل شکاری داشتی
هوش مصنوعی: یک عالم بزرگ به شکارچی نیازی ندارد، ای کاش فقط سگی داشت که برای شکار آماده باشد.
اینهمه غوغای مجنون از غم لیل که بودکاش ازینسان سرو قدی گلعذاری داشتی
هوش مصنوعی: این همه شلوغی و دلتنگی مجنون به خاطر غم لیلا است. ای کاش تو هم همچون آن گلدان زیبا، قد بلندی داشته بودی.
اعتبار یکجوم در کار عالم کس نکردای دریغا کار عالم اعتباری داشتی
هوش مصنوعی: هیچکس در کارهای دنیا، به اندازه یک جمعیت به هم پیوسته اهمیت و اعتبار نداشت، افسوس که کارهای دنیا تنها بر پایه اعتبار بود.
عیب رندان میکند کاری ندارد شیخ شهرکی بما پرداختی گر زانکه کاری داشتی
هوش مصنوعی: عیبجویی و انتقاد رندان اصلاً مهم نیست، چون شیخ شهر چه زمانی به ما توجه کرده است، اگر هم کاری با ما داشتی، چرا از قبل اقدام نکردی؟
روی زرد اهلی از مهرت شدی روزی سفیدگر خزان عاشقان روزی بهاری داشتی
هوش مصنوعی: اگر یک روز به خاطر عشق تو، رنگ رویم زرد و محزون شد، در روزی دیگر میتوانی با محبتت، آن را سفید و شاداب کنی؛ همچنان که زندگی عاشقان گاه مانند فصل خزانی است و گاه بهاری.