شمارهٔ ۱۳۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و احساساتی که آن را همراهی میکند، میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی بخواهد به خاطر عشق، به شادی و خوشی برسد یا با ناکامیها بسازد، باید به سمت عشق برود. او همچنین بیان میکند که وفاداری به دوست و خدمت به او، حتی به قیمت عمر، ارزشمند است. در مقابل، اگر کسی به نادانی لاف بزند بهتر است که دانش و کمال خود را نشان دهد. شاعر همچنین به معشوقش توجه میکند و میگوید که حتی اگر او بیمهری کند، او هرگز از او رنجیده نخواهد شد. در نهایت، او به این فکر میافتد که داستانهای عاشقانه مانند فرهاد و مجنون کافی است و باید به عملی شدن عشق یا شهادت در آن برسد.
ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میرویوه که چو عمر بیوفا خوش بشتاب میروی
هوش مصنوعی: تو با سرعت و شتاب به سوی عشق و عاشقان بیخبر از حالشان میروی و چه خوب است که زودتر از عمری بیوفا عبور کنی.
چند بعشوه گوییم راست بگوی حال خودراست مپرس جان من ورنه بتاب میروی
هوش مصنوعی: ما خیلی به ادعا و ظاهرسازی میپردازیم، اما واقعیتهای درونیمان را نمیتوان به راحتی بیان کرد. اگر حال من را بپرسی، ممکن است حقیقت را نگویم و تو نیز از من دور میشوی.
مرغ سحر بروی گل جام صبوح میکشدنرگس مست را بگوی چند بخواب میروی
هوش مصنوعی: پرنده صبحگاهی بر روی گل، نوشیدنی صبحگاهی را مینوشد و نرگس مست را صدا میزند و میپرسد که چه مدت میخواهی بخوابی؟
روی چو روزت از صفا شب نگذاشت در جهانجز نفسی که همچو مه زیر نقاب میروی
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات به روشنی روز است و از صفا پر شده، در این دنیا جز یک نفس که همچون ماه زیر پردهای پنهان باشد، چیز دیگری وجود ندارد.
اهلی اگر تو عاشقی مست بخون خویش شوچند ببزم دیگران بهر شراب میروی
هوش مصنوعی: اگر واقعاً عاشق هستی، مانند مستی به خودت برس و از خودت لذت ببر. چرا باید برای دیگران دنبال شراب و خوشگذرانی بروی؟