شمارهٔ ۱۳۵۴
هوش مصنوعی: این شعر به صحبت درباره عشق و مستی و همچنین هشدارهایی درباره دلبستگی به معشوق میپردازد. شاعر از تجربه خود در عشق سخن میگوید و به کسی که به دنبال شراب عشق است، میگوید اگر تا حالا آن را نچشیده، بهتر است ادامه ندهد، زیرا ممکن است به شدت دچار مشکل شود. او به حسرت و تشنگی دل اشاره میکند و به وضعیت ناگوار خود به خاطر عشق میپردازد. در نهایت، شاعر به کسی که در جستجوی زیبایی و محبت است، توصیه میکند که اگر به درستی رفتار نکند، به عذاب خود خواهد افزود.
تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادینفسی غم تو بهتر که هزار ساله شادی
هوش مصنوعی: اگر تو من را نبیبخشی، من در گوشهی ناامیدی فقط یک نفس غم تو را میچشم. بهتر است که هزار سال شادی داشته باشم.
همه عاشقند یارب چه بلاست این که ماراهمه حسرتست و حرمان همه رنج و نامرادی
هوش مصنوعی: همه مردم عاشق هستند، ولی این درد بزرگی است که برای ما حسرت و ناامیدی به همراه دارد و باعث میشود که در رنج و بدبختی به سر ببریم.
بتو حال خود چه گویم که بحال کسی نیفتیغم کس کجا شناسی تو که دل بکس ندادی
هوش مصنوعی: به تو چه بگویم از حال خودم، وقتی که حال هیچ کسی را درک نمیکنی. غم هیچ کس را نمیفهمی، و نمیدانی که کسی دلش را به تو داده است.
بشناس قدر خود را به پری مشو مقابلچه پری که گر بدانی ز فرشته هم زیادی
هوش مصنوعی: به خودت و تواناییهایت اهمیت بده و خود را با دیگران مقایسه نکن. چون اگر به درستی از خودت آگاه باشی، متوجه میشوی که حتی نسبت به موجودات عالیتر مانند فرشتگان نیز در جایگاه بالاتری قرار داری.
چو تو ایسواد دیده نشدی غبار راهشبرو از نظر چو اشکم که ز چشم من فتادی
هوش مصنوعی: وقتی تو را در برابر خود نمیبینم، غبار راهت از نگاه من دور میشود، مثل اشکی که از چشمم پایین میافتد.
ببلا بساز اهلی که بکوی نازنینانچو لب از وفا گشودی در صد بلا گشودی
هوش مصنوعی: دوستدار کسی را بیافرین که وقتی به محبوبان میرسد و به آنها وفاداری میدهد، در مقابل مشکلات و سختیها نیز مقاومت کند و آن را به جان بخرد.