شمارهٔ ۱۳۶۹
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و ارتباط معنوی و روحانی اشاره دارد. شاعر با تعبیرات زیبایی از عشق و وصال صحبت میکند و میگوید که عشق واقعی نیازمند صفای باطن است. او به طبیب (شاید به معنای معشوق یا خدا) اشاره میکند که میتواند دردهای دل را درمان کند. شاعر همچنین بیان میکند که محبت و نزدیکی به معشوق برای او همچون آب حیات است و این اشتیاق هر روز بیشتر میشود. در نهایت، او از نسیم عشق و زندگی جدیدی که از آن ناشی میشود سخن میگوید.
مستی و غم از طعن بداندیش نداریآه از تو که یکذره غم خویش نداری
هوش مصنوعی: مستی و غم ناشی از سخنان بدگویان را ندارید، اما آه ای کاش میدانستی که حتی یک ذره از غم خودت را هم احساس نمیکنی.
پیش همه از خنده نمک چند فشانیگویا خبری زین جگر ریش نداری
هوش مصنوعی: در حضور همه از شادی و خنده خود بگو، ولی انگار که از درد و رنج دل خود چیزی نمیدانی.
مهرست و وفا کار تو با خلق ولیکنجز ناز به بخت من درویش نداری
هوش مصنوعی: تو با مردم مهر و وفا داری، اما جز بازی کردن و ناز کردن با من که درویش هستم کاری از دستت برنمیآید.
هر لحظه بزخم دگرم سینه کنی ریشکو تیر جفایی که تو در کیش نداری
هوش مصنوعی: هر لحظه با درد جدیدی مرا میآزاری، مانند تیر جفایی که تو به من کردی، در حالیکه خودت از آن در دین و آیینت خبری نداری.
آیینه حسنت دل اهلی است نگهدارباید که جز این آینه در پیش نداری
هوش مصنوعی: زیبایی و حسن تو مانند آینهای است که دل و روح شخصی را بازتاب میدهد. باید مراقب باشی، زیرا هیچ چیز دیگری به جز این آینه در برابر تو نیست.